
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (1)
نگرشی بر معنای آیه ﴿و نحنُ أقربُ إلیه مِن حبل الورید﴾
حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بخش از سلسله دروس شرح منظومه به بررسی دلایل عقلی و نقلی بر مسئله وحدت حقّه حقیقیه میپردازند که این موضوع تا چند جلسه ادامه خواهد داشت. در ابتدای این درس حضرت استاد سخ مطلب را مورد توجه قرار میدهند که مبنای بحثهای ایشان در موضوع بررسی دلایل عقلی و نقلی وحدت وجود است. مطلب اول: استدراک این مطلب از جهت فلسفی. مطلب دوم: استفادۀ این مسئله از جهت نقلی در آیات قرآن و روایات ائمه علیهم السّلام و مطلب سوم: از جهت شهود و مدرکات عرفانی عرفاء. در ابتدا استاد حسینی طهرانی به موضوع آیات قرآن پرداخته و مطلب را نسبت به کریمه شریفه و نحن اقرب الیه من حبل الورید آغاز مینمایند. ایشان پس از بیان نظر مرحوم شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی، به تبیین مفصل حقیقت معنای قرب بین مخلوقات و خالق میپردازند. ما حصل کلام ایشان تحقق قرب ذاتی بین مخلوق و خالق و لزون سنخیت بین آنها میباشد. حضرت استاد پس از توضیح کیفیت مراتب تجرد، چگونگی تحقق قرب ذاتی بین بنده و پروردگار را تبیین کرده و مفاد این آیه را دال بر فنای ذاتی میدانند.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (1)
5ایشان در بحث وحدت میفرمایند که وحدت عبارت است از حمل یک شیء بر شیء دیگر با حفظ حدود وجودی و ماهوی آن شیء. ولی اگر إنّیت آن دو شیء از بین برود، بهطوریکه آن دو شیء دارای یک إنّیت واحده باشند، در اینصورت وحدت بر هردوی آنها صادق است. و این اشعار را مرحوم آقا شیخ محمّدحسین اصفهانی ـ رضوان الله علیه ـ بعد از آن مباحث حِکمی و عرفانی که بین ایشان و مرحوم آقا سید احمد کربلایی ـ قدّسسرّه ـ بوده است، در اواخر عمرشان بیان فرمودهاند.
ایشان در آن مباحث اصرار داشتند بر اینکه بالأخره همینکه دو ذات ـ فرق نمیکند که دو ذات ممکن باشد یا دو ذات واجب و ممکن ـ تعیّن ذاتی بر آنها تقرّر پیدا بکند، این تعیّن ذاتی باعث میشود که هیچکدام از اینها فنای ذاتی در دیگری پیدا نکند.1 ولی با این بیانی که ایشان در اشعارشان به نام تحفة الحکیم دارند، نشان میدهد که ایشان اقرار به یکهمچنین وحدتی بین دو ذات دارند.
حقیقت معنای قرب در آیه نحن اقرب الیه من حبل الورید
بنابراین نکتۀ اوّلی که ما در اینجا استفاده میکنیم این است که هیچ اقتراب و قربی به واقعیّت نزدیکتر از حمل ذات بر خود ذات نیست؛ یعنی در جایی که خود ذات بر ذات حمل بشود. و اگر دو چیز بخواهند وحدت پیدا بکنند و دوئیّت بین آنها از بین برود، باید انّیت بین آن دو که موجب تقابل بین آن دو شیء شده است هم از بین برود. و وقتی که آن از بین رفت، دیگر خودش ذات واحد شده است. پس بعد از اینهمه جان کندنها، آن دو شیء تبدیل به ذات واحد میشوند و حمل أحدهما علَی الآخر دیگر بلامانع است.
روی این حساب قرب در آیۀ ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾؛2 «ما از آن رگ حیاتی انسان به انسان نزدیکتر هستیم» به چه معنا است؟
اگر شما قرب را قرب مکانی بگیرید، وجود باری در مکان نمیگنجد. اگر قرب را قرب زمانی بگیرید، زمان تعلّق به مکانیّات دارد و همان اشکال قبلی در اینجا هم پیدا میشود. اگر قرب را بهعنوان قرب ذاتی بگیرید، ما گفتیم که هر ذاتی نسبت به خودش اقرب است از آن ذات نسبت به ذوات دیگر، چون له تعالی ذاتٌ و لنا ذاتٌ. و نسبت ذاتِ ما به نفس و ذات خودش اقرب است از قربِ ذات پروردگار نسبت به ذات ما، بهخاطراینکه ما در اینجا دوئیّت را لحاظ کردهایم.
- مراجعه شود به کتاب توحید علمی و عینی در مکاتیب حکمی و عرفانی.
- سوره ق (50) آیۀ 16.
