اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (2)

دلالت آیات قرآن بر وحدت حقیقت وجود

0
منظومه
منظومه

درس سی و سوم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه بخث جلسه قبل پیرامون بررسی مسئله وحدت وجود در مصادر و منابع اسلامی اختصاص دارد. حضرت استاد در این درس به تتمه بررسی آیه ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾ پرداخته‌اند. ایشان در ادامه درس سایر آیت قرآن که دلالت بر معنای وحدت وجود دارند را به طور جامع مورد بررسی قرار داده‌اند. از نکات قابل توجه در این درس توضیحات استاد حسینی طهرانی پیرامون معنای تشکیک در وجود و کیفیت اداراک آن توسط نفس می‌باشد. دیگر موضوع مهم این درس توضیحات حضرت استاد درباره مقام واحدیت و احدیت و تفاوت بین این دو است.

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (2)

10
  • بنابراین نتیجۀ مطالبی را که ایشان مطرح کردند این است که آن مقام احدیت، مقامی است که ذات در آن مقام هنوز بروز و ظهور پیدا نکرده است. مقام احدیت، مقامِ عالم ذات است که در آنجا هیچ بروز و ظهوری نیست.

  • و حتّی در علم، حیات و قدرت هم که آنها را از اوصاف و لوازم ذاتی ذات می‌دانند؛ به‌نظر عبد عاصی و حقیر، اینها هم اضافه و عارض بر ذات هستند و مقام ذات، از مقام علم، حیات و قدرت هم عمیق‌تر و دقیق‌تر و رقیق‌تر است؛ و ما این مطلب را در خودمان هم می‌توانیم پیدا کنیم. بنابراین مقامِ هو هویت همان مقام احدیت می‌شود، نُقطَةُ الوَحدَة بَینَ قَوسَی الأحدیَّة و الواحدیّةِ؛1 این مقام همان مقام رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است.

  • معنای صمد در سورۀ اخلاص

  • در این آیه که می‌فرماید: ﴿ٱللَهُ ٱلصَّمَدُ﴾؛2 صمد در اینجا به معنای ذاتی است که خلأ و نقصان برنمی‌دارد. روایات در اینجا مختلف هستند و من فی‌الجمله مطلب را عرض می‌کنم تا ان‌شاءالله در مجلس بعد به عباراتی که در اینجا هست برسیم.

  • صمد یعنی توپُر است و هیچ جهت خالی در او وجود ندارد. ذاتی که محدود به یک حدّ ماهوی و حدّ وجودی بشود، این حدّ برای آن ذات، خلأ و نقص ایجاد می‌کند و آن را محدود می‌کند.

  • صمدیّت یعنی فعلیّت محضه

  • ما ممکنات، به یک حدّ ماهوی محدود هستیم؛ مثلاً حدود ماهوی بدن من، همین‌مقداری است که مشاهده می‌کنید. پس این نقص است چون کمال دیگران را واجد نیست. یعنی من نمی‌توانم واجدِ فعلیّت‌های شیء دیگری بشوم؛ من نمی‌توانم واجد فعلیّتِ این میز، این دیوار، آسمان و زمین بشوم. آن فعلیّت‌های دیگر در من معدوم هستند و من عادمِ آنها هستم. وقتی که من عادِم شدم؛ پس به حدود ماهوی خودم قید خوردم، لذا من «صمد» نیستم!

  • صمد آن ذاتی است که هیچ‌وقت به حدّ ماهوی محدود نشود و هر فعلیّتی در او تحقّق داشته باشد و در او قوّه و استعدادی نباشد تا اینکه بخواهد به فعلیّت برسد؛ و فعلیّت محضه شده باشد. توحید ذاتی و وحدت وجود هم همین مسئله و مطلب را می‌گویند.

    1.  امام شناسی ج 16 و 17، ص 241:
      و به گفتار محیی‌الدّین عربی: مقام رسول اکرم نُقْطَةُ الْوَحْدَةِ بَیْنَ قَوْسَیِ الاحَدِیَّةِ وَ الْوَاحِدیَّةِ می‌باشد، در آنجا که می‌گوید:
      اللَهمّ أفِضْ صِلَةَ صَلَوَاتِکَ وَ سَلَامَةَ تَسْلِیمَاتِکَ عَلَی أوَّلِ التَّعَیُّنَاتِ الْمُفاضَةِ مِنَ الْعَمَاءِ الرَّبَّانِیِّ، وَ آخِرِ التَّنَزُّلَاتِ الْمُضَافَةِ إلَی النَّوْعِ الإنْسَانِیِّ، الْمُهَاجِرِ مِنْ مَکَّةَ ـ کان اللهُ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَهُ شَیْ‌ءٌ ـ ثَانِی إلَی الْمَدِینَةِ ـ وَ هو الآنَ عَلَی مَا کان ـ.
      مُحْصِی عَوَالِمِ الْحَضَرَاتِ الْخَمْسِ فِی وُجُودِهِ، وَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إمَامٍ مُبینٍ.
      رَاحِمِ سَائلِ اسْتِعْدَادَاتِهَا بِنَدَی جُودِهِ، وَ مَا أرْسَلْنَاکَ إلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ.
      سِرُّ الْهُوِیَّةِ الَّتِی هی فِی کُلِّ شَیْ‌ءٍ سَارِیَةٌ وَ عن کُلِّ شَیْ‌ءٍ مُجَرَّدَةٌ.
      کَلِمَةُ الاسْمِ الاعْظَمِ الْجَامِعِ بَیْنَ الْعُبُودِیَّةِ وَ الرُّبُوبِیَّةِ.
      نُقْطَةُ الْوَحْدَةِ بَیْنَ قَوْسَیِ الاحَدِیَّةِ وَ الْوَاحِدَیَّةِ.
      «بار پروردگارا به‌طور سرشار بریز صلوات و تحیّات و درودهای متَّصله خودت را، و پاکترین و خالص‌ترین سلام‌ها و اکرام‌های خودت را بر اولین تعیّناتی که از مقام عَماءِ ربَّانی (خفاء و پنهانی صرف و اندماج محض) به‌طور سرشار فرو ریخته است، و بر آخرین مراتب تنزّل و پستی ماهوی که به‌سوی نوع انسانی انتساب پیدا کرده است: آن که مهاجر از زمین مکّه بود ـ خدا بود و چیز دیگری با وی نبود ـ به‌سوی زمین مدینه ـ و اینک او بر همان حالت می‌باشد که قبلاً بوده است ـ.»
      «آن که عوالم حضرات پنجگانه را در وجود خویشتن به شمارش إحصاء نموده است و تمام اشیاء را ما در امام مبین به شمارش إحصاء می‌نماییم.»
      «رحمت آورنده بر جوینده استعدادها و هویَّتهای عوالم خَمْس با تری و تازگی و شادابی جود و کرم خودش. و ما تو را نفرستاده‌ایم مگر آنکه برای عالمیان رحمت بوده باشی!»
      «آن که سرِّ هویِّت خداوندی است آن‌چنان هویَّتی که در هر چیز ساری و جاری است، و درعین‌حال در هیچ چیز نیست و مجرّد از جمیع أشیاء می‌باشد.»
      «کلمه اسم اعظم الهی است که جامع میان دو مقام عبودیَّت و ربوبیَّت است.»
      «نقطه وحدت در میان دو قوس اسم احدیت و اسم واحدیَّت است» که جامع مقام تجرد از هویّات، و شامل جمیع هویّات می‌باشد.*
      * جزء مجموعه‌ای از صلوات خاصّۀ محیی‌الدّین غیر از صلوات مشهوره. اصل مجموعه در کتاب بسیار کوچک بغلی با خطّی در اعلاترین درجه از حسن نستعلیق نزد حقیر موجود می‌باشد.
    2. سوره اخلاص (112)، آیه 2.