اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)

بررسی آیات سورۀ حدید و روایات

0
منظومه
منظومه

در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی آیات سوره مبارکه حدید در این موضوع پرداخته‌اند. ایشان در ابتدای این درس تتمه‌ای از درس قبل پیرامون دلالت آیات سوره اخلاص و وصف صمد بر وحدت وجود بیان فرمودند. در ادامه به تشریح دلالت آیات سوره مبارکه حدید بر این معنا پرداخته‌اند. حضرت استاد معنای اول و آخر وبدن پروردگار و دلالت آن بر وحدت وجود را تبیین کرده و سپس قسمت بعدی آیه یعنی ظاهر و باطن پروردگار را رساترین بیان قرآن در اثبات وحدت حقه حقیقیه می‌دانند. در بخش پایانی این درس استاد حسینی طهرانی روایاتی از ائمه علیهم السلام را بیان می‌کنند و به مبحث دلالت روایات بر وحدت وجود ورود می‌نمایند.

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)

12
  • «اللَهمّ إنّک تَعلَمُ أنّه لَم یَکُن ما کان مِنّا تنافُسًا فی سُلطان، و لا التماسًا مِن فُضُول الحُطام؛ و لکن لِنَرَی المَعالِمَ مِن دینک، و نُظهِرَ الإصلاحَ فی بلادک، و یَأمَنَ المظلومونَ مِن عِبادک، و یُعمَلَ بفرآئضِکَ و سُنَنِکَ و أحکامِک. فإن لَم تَنصُرُون و تُنصِفُونَا قَوِیَ الظَّلَمَة علیکم و عَمِلُوا فِی إطفَآءِ نُورِ نبیّکم؛ و حسبنا الله، و علیه تَوَکَّلنَا، و إلیه أَنَبنَا، و إلیه المَصِیرُ»؛1 که بعینه همین را در نهج البلاغه از امیرالمؤمنین علیه السّلام داریم:

  • «اللَهمّ إنّک تَعلَمُ أنّه لم یکن الّذی کان مِنّا مُنافَسَةً فی سُلطان و لا التماسَ شیءٍ مِن فُضُولِ الحُطام، و لکن لِنَرِدَ المَعَالِمَ مِن دینک و نُظهِرَ الإصلاحَ فی بلادک، فَیَأمَنَ المظلومونَ مِن عِبادک و تُقَامَ المُعَطَّلَةُ مِن حُدُودِک».2

  • و به‌طورکلّی این مسئله حکایت از این می‌کند که اصل و حقیقت آن معنا، حقیقت واحده‌ای است که در قلوب ائمه علیهم السّلام به صور مختلفی بیان می‌شود و حتّی گاهی اوقات ممکن است که عبارت ایشان هم عبارت واحدی باشد.

  • ما از امام رضا و موسی بن جعفر علیهم السّلام خطبات توحیدی داریم که مانند خطبات نهج البلاغه هستند و گاهی اوقات عباراتشان هم عین همان خطبات حضرت است و یکی است، ولی بسیاری از آنها هم به صور مختلف هستند.

  • معنای معیّت در خطبۀ اول نهج البلاغه

  • حضرت می‌فرماید:

  • «مع کُلّ شیء لا بمُقارنة و غیرُ کلّ شیء لا بمُزایلة»؛3 معیّت دارد با هر چیزی، نه به این صورت که معیّت مقارنه‌ای و در جنب باشد. معنای ﴿ٱلصَّمَدُ﴾ یا ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ﴾ در قرآن هم همین است که حضرت در اینجا می‌فرمایند.

  • «و غیرُ کلّ شیء لا بمُزایلة»؛ معیّت، معیّت مقارنه‌ای نیست. خب ما سؤال می‌کنیم که این چه نحوه معیّتی است؟ وقتی که یک شیء، مصاحِب با شیء دیگر است، در اینجا معیّت متحقّق است. مصاحِب‌بودن به معنای نزدیکی مکانی است، اما این نزدیکی مکانی موجبِ اتّحاد بین دو ذات نخواهد شد.

  • هرچقدر هم که مکان دو نفر به‌هم نزدیک باشد، حتّی اگر به‌هم چسبیده باشند، باز این نزدیکی باعث نمی‌شود که این دو ذات با هم یکی بشوند و هم‌چنان بینشان افتراق ذاتی است؛ چون نزدیکی مکانی یک حدّی دارد، یعنی مسلّم است که مکانی را که این اشغال کرده است، دیگری نمی‌تواند اشغال کند.

    1.  تحف العقول، ص 239؛ لمعات الحسین، ص 13:
      در طبع اول «لمعات الحسین» علیه السّلام که گراور عین خطّ حقیر بود، طبق نسخه وحیده نزد حقیر از کتاب «تحف العقول» که طبع مکتبه صدوق با تصحیح دانشمند محترم جناب آقای حاج علی اکبر غفّاری أمدّ الله فی عمره الشّریف بود، این کلمه به‌صورت فإنّکم تنصرونا ضبط شده بود، و ما هم به همان نهج آورده و ترجمه نمودیم؛ ولی همان‌طور که پیدا است معنا سلیس نیست و دارای تعقید معنوی و نیاز به تقدیر حذف دارد تا با مراد سازگار آید.
      پس از طبع کتاب باز به چند نسخه خطّی مراجعه شد، در آنها هم با همین عبارت: فإنّکم تنصرونا بود. و از طرفی چون جناب مصحّح گرامی، با حقیر سابقه دوستی و آشنائی داشتند و حقیر پشتکار ایشان را در مراجعه به مصادر و دقّت تصحیح می‌دانستم برای رفع محذور و توضیح مطلب به ایشان ارجاع شد.
      در پاسخ چنین فرموده بودند: ما در حین طبع کتاب «تحف العقول» به چندین مصدر خطّی مراجعه نمودیم، در همه آنها فإنّکم تنصرونا بود، و چون خود ما هم معنی را غیر سلیس یافتیم و از طرفی تصرّف در عبارت صاحب کتاب غلط است، لهذا با همین لفظ طبع نمودیم. سپس به‌طور قطع و یقین از شواهد و قرائن معلوم شد که: اصل عبارت فإنْ لم تنصرونا بوده است، بعداً نسخه‌نویسان نون را به لام متّصل نموده، فإنْلَم تنصرونا نوشته‌اند؛ و چون این‌گونه کتابت معهود نبوده است نسخه‌نویسان بعدی تصوّر کرده‌اند در اصل فإنّکم تنصرونا بوده است، لهذا سرکشی بر روی لام قرار داده و آن را به‌صورت کاف در آورده‌اند؛ و بدین ترتیب در سیر تحریفات و تصحیفات کتابتی این‌گونه تغییر حاصل شده است. بنابراین عبارت اصل بدون تردید فإن لم تنصرونا می‌باشد ـ انتهی پیام جناب آقای غفّاری.
      و چون این پاسخ مورد قبول و امضای حقیر واقع شد، در طبع مجدّد آن که به شکل حروفی تحقّق یافت بصورت فإن لم تنصرونا ضبط و به همین‌گونه ترجمه شده است‌:
      «بار پروردگارا! حقّاً تو می‌دانی که آنچه از ما تحقّق یافته (از میل به قیام و اقدام و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و نصرت مظلومان و سرکوبی ظالمان) به جهت میل و رغبت رسیدن به سلطنت و قدرت مفاخرت‌انگیز و مبارات‌آمیز نبوده است؛ و نه از جهت درخواست زیادی‌های اموال و حُطام دنیا!
      بلکه به علّت آن است که نشانه‌ها و علامت‌های دین تو را ببینیم، و در بلاد و شهرهای تو صَلاح و اصلاح ظاهر سازیم؛ و تا اینکه ستمدیدگان از بندگانت در امن و امان به سر برند، و به واجباتِ تو و سنّت‌های تو و احکام تو رفتار گردد.
      پس هان ای مردم! اگر شما ما را یاری ندهید و از درِ انصاف با ما در نیائید؛ این حاکمان جائر و ستمکار بر شما چیره می‌گردند، و قوای خود را علیه شما به‌کار می‌بندند، و در خاموش نمودن نور پیغمبرتان می‌کوشند.
      و خدا برای ما کافی است، و بر او توکّل می‌نماییم، و به‌سوی او باز می‌گردیم، و به‌سوی اوست همه بازگشت‌ها»
    2. نهج البلاغه ابن‌أبی‌الحدید، ج 8، بخش 1، ص 263.
    3.  نهج البلاغه، خطبۀ اول: فمن خطبة له علیه السّلام یذکر فیها ابتداء خلق السماء و الأرض و خلق آدم.