
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)
بررسی آیات سورۀ حدید و روایات
در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی آیات سوره مبارکه حدید در این موضوع پرداختهاند. ایشان در ابتدای این درس تتمهای از درس قبل پیرامون دلالت آیات سوره اخلاص و وصف صمد بر وحدت وجود بیان فرمودند. در ادامه به تشریح دلالت آیات سوره مبارکه حدید بر این معنا پرداختهاند. حضرت استاد معنای اول و آخر وبدن پروردگار و دلالت آن بر وحدت وجود را تبیین کرده و سپس قسمت بعدی آیه یعنی ظاهر و باطن پروردگار را رساترین بیان قرآن در اثبات وحدت حقه حقیقیه میدانند. در بخش پایانی این درس استاد حسینی طهرانی روایاتی از ائمه علیهم السلام را بیان میکنند و به مبحث دلالت روایات بر وحدت وجود ورود مینمایند.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)
15ولی آیا اصلاً تکثّری در عالَم نیست؟ میبینیم که تکثّر هست؛ و این یعنی خود وجود برای خودش تکثّر ایجاد کرده است. ما یکوقت تکثّر را به معنای استقلال میگیریم، که همانطور که عرض کردم این خلاف است. ولی یکوقت میگوییم که تکثّرِ خودش است؛ یعنی خودش برای خودش تکثّر ایجاد کرده است، که در اینصورت باز تکثّری نیست.
پس هم میگوییم که تکثّر هست و هم میگوییم که نیست؛ «تکثّر هست» به این معنا که بالأخره این اختلافاتی که در عالَم میبینیم، همه ناشی از تکثّرات است؛ و «تکثّر نیست» به این معنا که تکثّر باعث استقلال در متکثّر نمیشود و حقیقت متکثّر همچنان یک حقیقت واحد است.
عدم اختصاص مسئلۀ وحدت وجود به شریعت اسلام
تلمیذ: آیا مسئلۀ وحدت وجود از مسائلی است که اختصاص به شریعت پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم داشته است؟ یعنی میتوانیم بگوییم که شرایع گذشته به این مسئله نرسیده بودند؟
استاد: انبیاء سلف علیهم السّلام هم اینها را بیان میکردند؛ چون همۀ شرایع و انبیاء سلف علیهم السّلام در مسئلۀ وحدت ذاتی به معنا، مفهوم و مصداق «لا اله الا الله» میرسیدند. گرچه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم یک معنای بالاتر از توحید صفاتی و اسمائی را پایهگذاری کردهاند، ولی بالأخره این مسائل در آنجا بوده است. لذا نمیتوانیم بگوییم که آنها این مسئله را بیان نکردهاند.
در محاجّۀ حضرت ابراهیم علی نبیّنا و آله و علیه السّلام با قوم خودش در بحار الأنوار آمده است که حضرت در آنجا میگویند: به هرجا نگاه کردم خدا را دیدم؛ در غرب، شرق و جلو خدا بود.1 این مطالب بوده است، منتها مردم نمیفهمیدند و واقعاً ادراک مردم به آن مقدار که کلام انبیاء را بفهمند، نبوده است.
در همین زمان بعد از پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هم ائمه علیهم السّلام این مطالب را برای مردم بیان میکردند. مانند روایاتی که امام رضا علیه السّلام بیان میکنند، یا مانند آنجا که امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرمایند: «هُوَ مَعَ كُلِّ شَىْءٍ لَا بِمُقَارَنَةٍ»2؛ این اشعث بن قیس چه میفهمد؟! هیچ چیزی نمیفهمد!
- برای مطالعۀ بیشتر مراجعه شود به کتاب شریف الله شناسی، ج 3، ص 296:
﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ حَنِيفٗا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾؛ *«یعنی من خداوندی را ربِّ خودم قرار دادهام که دارای هیچگونه بُعدی از ابعاد زمان و مکان و کیف و کَمّ و حدّ و عَدّ و قید و حصر و اندازه نیست. و اوست که آفریننده جهات و ابعاد و نور و ظلمت و طلوع و افول است. و من از جمیع انحاء و اقسام گرایش به تحدید و تقیید او که موجب ضعف و فتور و سستی در حریم اقدسش بگردد دل خود را برگردانیدهام، و بدین ربِّ محیط و مجرّد و نورانی مطلق که نور آفرین است گرویدهام!»
* سوره انعام (6)، آیۀ 79. - نهج البلاغة (عبده)، ج 1، ص 16. الله شناسى، ج2، ص 263؛ «خداوند با تمام چيزها معيّت دارد، امّا نه آنكه مقارنه با آنها داشته باشد؛ و غير از همه چيزهاست، امّا نه به جدائى و بينونت.»
- برای مطالعۀ بیشتر مراجعه شود به کتاب شریف الله شناسی، ج 3، ص 296:
