اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)

بررسی آیات سورۀ حدید و روایات

0
منظومه
منظومه

در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی آیات سوره مبارکه حدید در این موضوع پرداخته‌اند. ایشان در ابتدای این درس تتمه‌ای از درس قبل پیرامون دلالت آیات سوره اخلاص و وصف صمد بر وحدت وجود بیان فرمودند. در ادامه به تشریح دلالت آیات سوره مبارکه حدید بر این معنا پرداخته‌اند. حضرت استاد معنای اول و آخر وبدن پروردگار و دلالت آن بر وحدت وجود را تبیین کرده و سپس قسمت بعدی آیه یعنی ظاهر و باطن پروردگار را رساترین بیان قرآن در اثبات وحدت حقه حقیقیه می‌دانند. در بخش پایانی این درس استاد حسینی طهرانی روایاتی از ائمه علیهم السلام را بیان می‌کنند و به مبحث دلالت روایات بر وحدت وجود ورود می‌نمایند.

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)

16
  • روایتی از امیرالمؤمنین علیه السّلام دربارۀ مقام امام

  • یک روایتی درمورد امیرالمؤمنین علیه السّلام در اختصاص دیدم که یک روز امیرالمؤمنین علیه السّلام در مسجد کوفه نشسته بودند و دیدند که چند نفر در آنجا راجع به امامت صحبت می‌کردند. حضرت رفتند ببینند که اینها چه می‌گویند؛ یک نفر از آنها گفت: مقام امام فلان است و دیگری گفت که این است و....

  • حضرت فهمیدند که اینها از مقام امام چیزی متوجّه نشده‌اند. در این جلسات میثم، رُشَید، حبیب، سلمان و امثال اینها که نبوده‌اند، بلکه افراد عامی بودند مثل این طلبه‌هایی که می‌نشینند و راجع به یک مسئله‌ای صحبت می‌کنند، درحالی‌که اطلاعی از آن مسئله ندارند.

  • حضرت شروع کردند و گفتند:

  • «أنا الّذی عَلَوتُ فقَهرتُ، أنا الّذی اُحیی و اُمیتُ، أنا الأوّلُ و الأَخرُ و الظّاهرُ و الباطنُ»؛ گفتند: کَفَر و اللهِ علیٌّ! بلند شدند که بروند، حضرت به در گفتند که نگذار بروند! در بسته شد! حضرت گفتند که برگردید اینجا، هنوز با شما کار دارم!

  • حضرت فرمودند: من اولین کسی هستم که اسلام آوردم. گفتند: یا علی واقعاً منظور تو از «أنا الأوّلُ» این بود که من اولین کسی بودم که اسلام آوردم؟! بعد حضرت گفتند: و آخرین کسی هستم که پیغمبر را دفن کردم، من ظاهر به امور هستم و.... حضرت یک توجیهاتی کردند که اینها گفتند: عجب! علی راست می‌گوید! پس واقعاً منظورتان این بود!1

  • درحالی‌که اینها یک توجیهاتی است که خود شما هم می‌خندید؛ یعنی این‌قدر اینها آدم‌هایی با ادراک پایین بودند که تا امیرالمؤمنین علیه السّلام یک حرفی بخواهد بزند، یک‌دفعه این عکس‌العمل را نشان می‌دهند.

  • امام، ظهور اول پروردگار

  • درحالی‌که باطن این قضیّه و حقیقت این کلام این است که امیرالمؤمنین علیه السّلام ظهورِ اول پروردگار است. شما دیگر از همین مطلب باید تا آخرش را بخوانید؛ ظهور اول یعنی آن حقیقت وجودی که از مقام واحدیّت باعث تکثّر تمام موجودات می‌شود که همان مقام پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم است، که ایشان در مرحلۀ اول بوده‌اند.

    1.  الإختصاص، ص 163:
      رُوِیَ أنّ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام کان قاعِدًا فی المسجدِ و عنده جماعةٌ من أصحابه، فقالوا له: حَدِّثْنا یا أمیرالمؤمنین! فقال لهم: وَیْحَکُم إنّ کلامی صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لایعقِله إلّا العالِمون. قالوا: لابُدّ من أن تُحدِّثَنا. قال: قوموا بِنا، فدَخل الدّارَ فقال: أنا الّذی عَلَوتُ فقَهرتُ، أنا الّذی اُحیی و اُمیتُ، أنا الأوّلُ و الأَخرُ و الظّاهرُ و الباطنُ. فغَضِبوا و قالوا: کَفَرَ! و قاموا. فقال علیُّ علیه السّلام للبابِ: یا بابُ استَمسِکْ علیهم! فاسْتمسَکَ علیهمُ البابُ فقال: ألَمْ أقُل لکم: إنّ کلامی صعبٌ مُستصعبٌ لا یعقِلهُ إلّا العالِمونَ؟ تعالَوْا اُفَسِّرْ لکم، أمّا قَولِی: أنا الّذی عَلَوتُ فقهرتُ فأنا الّذی علوتُکم بهذا السَّیفِ فقهرتُکم حتّی ءَامَنْتم بِاللـهِ و رَسولِه، و أمّا قَولی: أنا اُحیی و اُمیت فأنا اُحیی السُّنّةَ و اُمیتُ البِدعةَ، و أمّا قَولی: أنا الأوّلُ فأنا أوّلُ مَن ءَامَنَ بِاللهِ و أسلَم و أمّا قولی: أنا الأَخِرُ فأنا ءَاخِرُ مَن سَجَّی علی النَّبیِّ صلَّی‌الله‌علیه‌وءاله‌وسلّم ثوبَه و دَفَنَه، و أمّا قَولی: أنا الظّاهرُ و الباطنُ فأنا عندی عِلمُ الظّاهرِ و الباطن. قالوا: فرَّجتَ عنّا فرَّجَ اللهُ عنک.