اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)

بررسی آیات سورۀ حدید و روایات

0
منظومه
منظومه

در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی آیات سوره مبارکه حدید در این موضوع پرداخته‌اند. ایشان در ابتدای این درس تتمه‌ای از درس قبل پیرامون دلالت آیات سوره اخلاص و وصف صمد بر وحدت وجود بیان فرمودند. در ادامه به تشریح دلالت آیات سوره مبارکه حدید بر این معنا پرداخته‌اند. حضرت استاد معنای اول و آخر وبدن پروردگار و دلالت آن بر وحدت وجود را تبیین کرده و سپس قسمت بعدی آیه یعنی ظاهر و باطن پروردگار را رساترین بیان قرآن در اثبات وحدت حقه حقیقیه می‌دانند. در بخش پایانی این درس استاد حسینی طهرانی روایاتی از ائمه علیهم السلام را بیان می‌کنند و به مبحث دلالت روایات بر وحدت وجود ورود می‌نمایند.

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)

3
  • منظور از امکان در اینجا امکان خارجی و استعدادی است؛ البتّه هنوز مسئلۀ امکان نیامده است. امکان استعدادی برای تحقّق به کمال دیگران، در هر چیزی وجود دارد، حتی در این چوب هم وجود دارد، منتها باید در شرایط خاصّ قرار بگیرد تا این امکان تبدیل به فعلیّت بشود.

  • بناءًعلی‌هذا وقتی این قوّه به فعلیّت می‌رسد که من واجد وجودِ سوٰای خودم هم بشوم، و به‌عبارت‌دیگر اگر آن معنای سِعی و اطلاقی در وجود من تحقّق پیدا کند، در آن‌صورت است که من تمام کمالات دیگران را حائز هستم.

  • معنای کمال در کلام ابن‌فارض

  • و إنّی و إن کنتُ ابن آدمَ صورةً***فلی فیه معنًی شاهدٌ باُبوّتی1
  • ابن‌فارض معنای سِعیّ و اطلاقی خودش را در جای‌جای تائیّه بیان می‌کند؛ که به چه نحوه‌ای خودش را در همۀ اشیاء می‌دید و همۀ اشیاء را در خودش می‌دید. هر دو جهت را ذکر می‌کند: وجود خودش را وجود اطلاقی می‌دید که همۀ اشیاء را در بر دارد، و همۀ اشیاء را هم با تعیّنات خودشان، مندکّ در وجود خودش می‌دید. هر دو طرف مسئله در آنجا لحاظ شده است.

  • این همان معنای کمال است که رفع محدودیّت از حدودِ ماهوی شیء است. در اینجا وجود به مرحلۀ مُصمَدی و توپُری می‌رسد؛ یعنی مُصمَد و توپر می‌شود و خلأ از بین می‌رود.

  • معنای روایتی از امام علیه السّلام در ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ * ٱللَهُ ٱلصَّمَدُ﴾،2 که می‌فرماید: «من می‌توانم تمام اشیاء را تا روز قیامت از همان صمد در بیاورم»؛3 نیز همین است که صمدیّت پروردگار و عدم محدودیّت و نقصان او، یعنی او واجدِ جمیع تعیّنات و حقایق است إلی یوم القیامة و بعدَ یوم القیامة بأبدیّته و از قبل بأزلیّته؛ یعنی هم جهت سرمدی لحاظ است و هم جنبۀ ازلی، هم ازلاً تمام حقایق در وجود پروردگار بوده است و هم ابداً تمام آنچه که اتّفاق می‌افتد در وجود و ذات پروردگار مُندمج است.

  • منافات استقلال ماسوی‌الله با صمدیّت پروردگار

    1.  شرح القیصری علی تائیّة ابن الفارض الکبری، ص 164.
    2. سوره اخلاص (112)، آیۀ 1و2.
    3.  الله شناسی، ج 3، ص 261:
      در تفسیر «بیان السّعادة» ص 328 در ضمن بیان روایات وارده در معنی کلمۀ ﴿ٱلصَّمَدُ﴾ گوید: از حضرت امام جعفرصادق علیه السّلام روایت است که جماعتی از فلسطین بر حضرت امام محمّدباقر علیه السّلام وارد شدند و از مسائلی سؤال نمودند و حضرت جواب فرمود. پس از کلمۀ صمد پرسیدند و حضرت به‌طور تفصیل جواب مشروح و مبیّنی را بیان کرد و در پایان آن فرمود:
      لو وَجَدتُ لعلمی الّذی ءاتانیَ اللهُ عزّوجلّ حَمَلَةً، لَنَشَرتُ التّوحیدَ و الإسلامَ و الإیمانَ و الدّینَ و الشّرآئع مِن الصّمد! و کیف لی بذلک و لم یَجِد جدّی أمیرالمؤمنین علیه السّلام حملةً لِعِلْمِهِ، حتّی کان یَتَنَفَّسُ الصُّعَدآء و یَقولُ علی المِنْبَر: سَلونی قبل أن تَفْقِدونی، فإنّ بین الجوانح مِنّی عِلْمًا جَمًّا! هاهِ هاهِ! ألا لا أجِدُ مَن یَحْمِلُهُ! ألا و إنّی علیکم مِن اللهِ الحُجَّةُ الْبالِغَةُ؛ فلا تَتَوَلَّوا قَوْمًا غَضِبَ اللهُ علیهم قد یَئسُوا مِن الآخِرَةِ کما یَئِسَ الکُفَّارُ مِن أَصْحَبِ الْقُبُور.
      «اگر من می‌یافتم برای علمی که خداوند عزّ و جلّ به من عطا نموده است کسانی را که بتوانند آن را فرا گیرند، تحقیقاً من توحید و اسلام و ایمان و دین و شرایع را فقط از کلمۀ الصّمد منتشر می‌نمودم! و اما چگونه من این کار را انجام دهم درحالی‌که جدّم امیرالمؤمنین علیه السّلام نیافت افرادی را که بتوانند حاملین علم او باشند؛ و لهذا بر بالای منبرـ درحالی‌که از اندوه و غصّه نفسی عمیق می‌کشید ـ می‌گفت: از من آنچه را که می‌خواهید بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید! به‌جهت آنکه در میان اضلاع و دنده‌های سینه من به‌قدری علم جمع شده و انباشته گشته است که غیر از خدا کسی نداند! آه! آه! آگاه باشید که من برای فراگیری آن، حاملینی را پیدا نمی‌نمایم! آگاه باشید که من از جانب خدا بر شما حجّت بالغه هستم؛ بنابراین ولایت کسانی را که خداوند بر آنان غضب کرده است اتّخاذ نکنید! ایشان گروهی هستند که مانند کافرانِ مرده و در میان گورها گذارده شده، از آخرت و لقاء خداوند مأیوس می‌باشند.