
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)
بررسی آیات سورۀ حدید و روایات
در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی آیات سوره مبارکه حدید در این موضوع پرداختهاند. ایشان در ابتدای این درس تتمهای از درس قبل پیرامون دلالت آیات سوره اخلاص و وصف صمد بر وحدت وجود بیان فرمودند. در ادامه به تشریح دلالت آیات سوره مبارکه حدید بر این معنا پرداختهاند. حضرت استاد معنای اول و آخر وبدن پروردگار و دلالت آن بر وحدت وجود را تبیین کرده و سپس قسمت بعدی آیه یعنی ظاهر و باطن پروردگار را رساترین بیان قرآن در اثبات وحدت حقه حقیقیه میدانند. در بخش پایانی این درس استاد حسینی طهرانی روایاتی از ائمه علیهم السلام را بیان میکنند و به مبحث دلالت روایات بر وحدت وجود ورود مینمایند.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)
9فرق بین عرفاء و غیر عرفاء در این است که غیر عرفاء میگویند که خود آب، قابلِ تشکیک است، ولی عرفاء میگویند که آب یک واحد بیشتر نیست و موج قابل تشکیک است. اگر موج قابل تشکیک باشد اشکالی به وجود نمیآید؛ یعنی وقتی موج، چیزی غیر از آب نیست، اگر به جای شصت متر، ششصد متر هم بشود باز فرقی نمیکند و حقیقتش یکی است.
در اینصورت موج شصت متری دیگر نمیتواند بر موج یک متری فخر بفروشد؛ چون او میگوید که من همان آبی هستم که تو هستی! تو را بیشتر بالا بردند و من را کمتر، و الاّ با هم فرقی نمیکنیم و اگر تو پایین بیایی، هر دو ساکن و راکد میشویم. از این نقطهنظر میتوانیم بگوییم که اشکالی بر مسلک عرفاء وارد نیست.
﴿وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾ رساترین بیان قرآنی در اثبات وحدت وجود
﴿وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾؛ ظاهر هر شیئی، وجود خدا است و باطن او هم، وجود خدا است. ظاهر و باطن چه هستند؟ در آیه میگوید: «هو»؛ یعنی او باطن هر شیئی است، درحالیکه ما الآن اشیاء را میبینیم! یعنی آیه میگوید که هم مقامِ ظهور مختصّ به ذات او است و هم مقام غیب مختصّ به ذات او است؛ هم آنچه که در ظاهر ملموس است، پروردگار است و هم آنچه که در باطن ملموس است، پروردگار است.
و این ﴿وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾ رساترین بیان قرآنی است که وحدت وجود را اثبات میکند و ما مثل این جملۀ «هو الظّاهر و الباطن» نداریم. حتّی اگر بخواهیم در ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ﴾ و در ﴿ٱللَهُ ٱلصَّمَدُ﴾ هم تشکیک کنیم، ولی در ﴿وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾ بههیچوجه نمیتوانیم شبهه ایجاد کنیم. میگوید ظهور اشیاء ـ یعنی آنچه که در فعلیّت ظاهری همۀ اشیاء است ـ «هوَ» است؛ یعنی خدا است و باطن اشیاء هم خدا است.
ای کاش فقط میگفت: «هو الباطن» و دیگر «هو الظاهر» را نمیگفت! ولی با گفتن «هو الظاهر» کار خیلی خرابتر شد. اگر فقط میگفت: «هو الباطن»؛ یعنی باطن همۀ اشیاء پروردگار است و تحقّق همۀ اشیاء ـ از نقطهنظر وجود ـ به تحقّق وجود پروردگار است. و این باطن اشیاء است
