اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (4)

ذکر روایات دالّ بر وحدت حقّۀ حقیقیّه

0
منظومه
منظومه

در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی روایات وارده در این باب می‌پردازند. ایشان با محوریت کتاب توحید شیخ صدوق مسئله وحدت وجود در روایات اهل بیت علیهم السلام را تبیین می‌نماید. حضرت استاد به بیش از 10 روایت در این مورد اشاره نموده و هر کدام را با توضیح دقیق و مختصری توضیح می‌دهند. در این روایات به مسئله کیفیت خلقت موجودات و تجلی ذات پروردگار در این عالم اشاره شده است. نکتع قابل توجه در این درس بیانات دقیق استاد حسینی طهرانی پیرامون مسئله واحدیت و احدیت و تفاوت آنها و همچنین بیان مبانی دقیق فلسفی و عرفانی در مسئله جبر و تفویض می‌باشد. حضرت استاد با تکیه بر مسئله توحید و اینکه تمامی مخلوقات در ذات پروردگار و از ذات پروردگار انشاء شده اند و هیچ بینونت و جدایی بین مخلوق و خالق نیست، راه حل غالب مشکلات فلسفی را مسئله توحید بشمار می‌آورند. در بخشی از این درس استاد به بررسی برخی ادله روایی مخالفین با وحدت وجود پرداخته و روایات مشهور به «خلو» را توضیح می‌دهند.

بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (4)

6
  • می‌گوییم: بله، از ارادۀ پرودگار است، ولی ارادۀ پرودگار که به امر محال تعلّق نمی‌گیرد. خدا از یک امری که معدوم است که نمی‌تواند وجود در بیاورد! پس اینکه عدم، منشأ بشود ـ یعنی ریشه و مایۀ یک شیء باشد ـ عقلاً محال است.

  • معنای حدوث عالم

  • تلمیذ: آیا معنای حادث این نیست که مسبوق به عدم باشد؟

  • استاد: بله، آن حدوثی که شما می‌فرمایید درست است. حدوث به معنای تغیّر و تبّدل وجود است؛ یعنی معنای حادث این است که در وجودی که مطلق و منبسط است، تغیّر و تبدّلی پیدا بشود و مقیّد و متعیّن بشود. این دیگر خیلی معنای روشن، بدیهی و ساده‌ای است.

  • اما ما به حدوث زمانی معتقد نیستیم، بلکه به حدوث ذاتی معتقدیم؛ یعنی ـ با صرف نظر از عالم مادّه ـ حتّی ماسوی‌الله را هم حادث می‌دانیم و وجود ماسوی‌الله در مراتب نوریّه، سابق بر زمان است؛ یعنی در تحتِ زمان نمی‌گنجد. پس چرا ما حدوث را به حدوث زمانی تعبیر بکنیم تا فقط مادّه در تحتِ این حدوث بیاید؟!

  • پس حدوث در اینجا به معنای حدوث ذاتی می‌شود که با قِدَم زمانی هم منافاتی ندارد. حدوث ذاتی همان معنای تحقّق ماهیّات و لباس وجود به قالبِ وجود مطلق پوشیدن است. بنابراین معنا خیلی روشن و درست است.

  • در اینجا «لا مِن شیءٍ کان» به‌خوبی این معنا را می‌رساند که امام علیه السّلام می‌فرماید: کینونیّت اشیاء از یک شیئی نیست؛ یعنی این‌طور نیست که یک عالَمی باشد، یک خاکی باشد و... که خاک را بگذارید برای عالم مادّه؛ و عالَم نوری در جنب وجود پرودگار بگذارید برای عوالم نوریّه که خدا از آن عالَم نور، مایۀ خلایق نوریّه و ممکنات نوریّه بمراتبها را برداشته باشد! مسئله این‌طور نیست زیرا اگر این‌طور باشد نقل کلام به آنجا می‌شود که آن از کجا به‌وجود آمد و در کنار وجود پرودگار به وجود آمد؟

  • بنابراین حقیقت هستی، حقیقت واحده است و ارادۀ پرودگار از همان ذات خودش تنازل پیدا می‌کند و به اشیاء تعلّق می‌گیرد. این معنای حدوث، خَلق و اراده است.