
بیان چهار مسلک در بحث وحدت وجود
بررسی مسلک حق در موضوع وحدت وجود
این درس که آخرین جلسه از بررسی دلایل عقلی و نقلی بر وحدت حقه حقیقیه میباشد، به تبیین چهار مسلک موجود در موضوع وحدت وجود اختصاص دارد. استاد حسینی طهرانی در ابتدا به مسلک اول که قائل به تشکیک در وجود است پرداخته و مسئله تشکیک در وجود را با مثالی از نور و میزان کمی و زیادی آن تبیین میکند. ایشان در ادامه به نقد این نظریه پرداخته و وجه رد و بطلان این مسلک را بیان میکنند. مسلک دومی که استاد به نقد آن میپردازند، قائلین به وحدت نظر و وحدت شهود هستند. در این بحث با توجه به نیاز به توضیح آلیت و یا استقلال در موجودات، ایشان به تبیین کیفیت نظر آلی و استقلالی به موجودات میپردازند. مسلک سوم که معتقد آنها وحدت شخصیه وجود است. این مسلک بنام حکماء معروف است و بسیاری ا بزرگان فلسفه و حکمت اسلامی بر این نظریه هستند. و در پایان استاد حسینی طهرانی به تبیین مسلک عرفای شامخین در مسئله وحدت وجود میپردازند. مسلکی که آن را منتسب به ذوق المتالهین دانسته و نظر حضر استاد نیز بر همان مسلک استوار است. ایشان با بیان مثالی از دریا و موج مسلک ذوق المتالهین را تبیین کرده و این اعتقاد را نظر حق در مسئله وحدت حقیقت وجود میدانند.
بیان چهار مسلک در بحث وحدت وجود
توضیحات:
این درس که آخرین جلسه از بررسی دلایل عقلی و نقلی بر وحدت حقه حقیقیه میباشد، به تبیین چهار مسلک موجود در موضوع وحدت وجود اختصاص دارد. استاد حسینی طهرانی در ابتدا به مسلک اول که قائل به تشکیک در وجود است پرداخته و مسئله تشکیک در وجود را با مثالی از نور و میزان کمی و زیادی آن تبیین میکند. ایشان در ادامه به نقد این نظریه پرداخته و وجه رد و بطلان این مسلک را بیان میکنند. مسلک دومی که استاد به نقد آن میپردازند، قائلین به وحدت نظر و وحدت شهود هستند. در این بحث با توجه به نیاز به توضیح آلیت و یا استقلال در موجودات، ایشان به تبیین کیفیت نظر آلی و استقلالی به موجودات میپردازند. مسلک سوم که معتقد آنها وحدت شخصیه وجود است. این مسلک بنام حکماء معروف است و بسیاری ا بزرگان فلسفه و حکمت اسلامی بر این نظریه هستند. و در پایان استاد حسینی طهرانی به تبیین مسلک عرفای شامخین در مسئله وحدت وجود میپردازند. مسلکی که آن را منتسب به ذوق المتالهین دانسته و نظر حضر استاد نیز بر همان مسلک استوار است. ایشان با بیان مثالی از دریا و موج مسلک ذوق المتالهین را تبیین کرده و این اعتقاد را نظر حق در مسئله وحدت حقیقت وجود میدانند.
بیان چهار مسلک در بحث وحدت وجود
10عدم تفرّق وحدت شخصیّۀ وجود با تحقّق آثار مختلف
به عبارت دیگر مراتب مختلفۀ از عالم وجود از این نقطهنظر که ما مقدّماتی را در اینجا سرهم کردیم؛ اطلاق در وجود را مبرهن کردیم و عدم محدودیّت ذاتیّۀ برای وجود را مبرهن کردیم، لا یتناهی بودن و اطلاق در وجود پروردگار را ما بیان کردیم و عدم محدودیّت در هویّت پروردگار را بیان کردیم. وقتی ما تمام اینها را بیان کردیم، این مقدّمات ما را ملزم میسازد بر اینکه منظور ما از وجود، یک واحد شخصیّه باشد.
و اگرچه این عوالم امکان از آن واحد شخصیّه بهوجود آمدهاند، ولی در عوالم امکان، وجود اختلاف در آثار باعث نمیشود که آن وحدت شخصیّه انثلام پیدا بکند، شکاف بردارد و تکّهتکّه بشود؛ و هر عالمی یک تکّۀ از او را به خود اختصاص بدهد، و خود آن تکّه هم به تکّههای غیرمتناهی تقسیم بشود، همانطوریکه مشکّکین در وجود و فهلویّین به این معنا معترف هستند.
روی این حساب گرچه این اختلافات، اختلافات حقیقی است و واقعاً بین اسماء و صفات الهی اختلاف وجود دارد، و هر اسمی دارای اثر خاصّی است و هر موجودی اثری دارد سوای اثر دیگر موجودات؛ یعنی موجودات اثرهای متضاد و متناقضی دارند، ولی این اثرها باعث نمیشود که اینها خود را از آن ریشۀ خود جدا بکنند و برای خودشان یک حکومت مستقلّه تشکیل بدهند، و برای خودشان حکومت در حکومت بهوجود بیاورند و هر کدام به راه خودشان بروند. بلکه تمام اینها از نقطهنظر خصوصیّات و هویّت وجودی خودشان، اتّکاء به آن وجود مطلق دارند.
این نظر مرحوم صدرالمتألّهین است. و میتوانیم بگوییم که این نظر، نظر پذیرفته شدهای است؛ درصورتیکه ما یک تصحیح و ترمیمی در این نظریّه بنماییم!
مسلک چهارم: مسلک عرفای شامخین و ذوقالمتألّهین
نظر دیگری که در اینجا به عنوان نظر چهارم در وحدت وجود مطرح میشود، همان نظری است که بسیاری از حکماء و حتّی عرفاء آن نظر را رد کردهاند.
