
توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی
بررسی نسبت حرکت جوهری، معجزه و ادراک ذهن
انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح میدهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی میکند. در ادامه، با استفاده از نمونههایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان میدهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل میکند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک میپردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیقتر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.
توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی
توضیحات:
انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح میدهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی میکند. در ادامه، با استفاده از نمونههایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان میدهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل میکند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک میپردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیقتر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.
توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی
16پس ما در اینجا دو عکس داریم: عکس اول عکسی است که روی فیلم عکّاسی افتاده است و عکس دوم عکسی است که روی کاغذ افتاده است. آن عکسی که روی کاغذ افتاده است همان عکس شخص است اما آن عکسی که روی فیلم افتاده است عکس شخص نیست بلکه فیلمِ عکس است. ایشان هم میگویند که ما دو عکس داریم؛ یکی از آن دو عکس، حکمِ فیلم را دارد که میآید و در ذهن میایستد، بعد ذهن هم با آن دستگاهی که دارد از روی آن فیلم یک عکس برای خودش برمیدارد که ما اسم آن را علم میگذاریم. پس آن چیزی که کلّی، جوهر و محلّ است همان فیلم است که ماهیّتش تغییر نکرده است، و آن چیزی که کیف و حالّ است و این خصوصیّات عرضی را دارد همان چیزی است که در کاغذ چاپ شده است و ذهن برای خودش برداشته است.
و ثانیهما و عکس دوم موجودٌ خارجی موجود است و خارجی است (چون نفس خودش یکی از موجودات خارجی است) و علم و جزئی و علم است و جزئی است
بهخاطراینکه هر چیزی که وجود خارجی پیدا بکند جزئی است، پس آن عکسی که ذهن برداشته است هم جزئی است چون وجود به آن خورده است
و عرض قائم بالذّهن مِن الکیفیّات النفسانیّة، و عَرَضی است که قائم به ذهن است یعنی از کیفیّات نفسانی است.فحینئذ لا یرد إشکال؛ إنّما الإشکال مِن جهة کون شیء واحد پس در اینصورت دیگر به وجود ذهنی اشکال وارد نمیشود. اشکال فقط در اینصورت است که یک شیء واحد جوهرًا و عرضًا أو علمًا و معلومًا أو کلّیًّا و جزئیًّا»1 هم جوهر باشد و هم عَرَض، هم علم باشد و هم معلوم، هم کلّی باشد و هم جزئی!
حالا ما دربارۀ علم و معلوم بعداً میگوییم که علم و معلوم یکی هستند. انتهیٰ؛ انتهیٰ کلام فاضل قوشچی.
[و تصويره أنَّه إذا فرض مشكَّل محفوفاً بمرآة من بلور أو ماء من جميع الجوانب ـ بحيث انطبع صورته فيها ـ فهاهنا أمران: أحدهما شيء ليس قائماً بالمرآة و لكنَّه فيها، و هو الصورة، و ثانيهما شيء قائمٌ بالمرآة، و هو نفس الصورة المنطبعة؛ فقس عليه ما في مرآة الذهن. هذا مذهبه و فيه ما فيه2
- شرح تجرید الاعتقاد، قوشچی، ص 13.
- شرح المنظومه، ج 2، ص 128.
