
توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی
بررسی نسبت حرکت جوهری، معجزه و ادراک ذهن
انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح میدهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی میکند. در ادامه، با استفاده از نمونههایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان میدهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل میکند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک میپردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیقتر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.
توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی
توضیحات:
انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح میدهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی میکند. در ادامه، با استفاده از نمونههایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان میدهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل میکند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک میپردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیقتر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.
توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی
8شما میخواهید خارج را در ذهنتان بیاورید یا آن هیولای مبهمه را؟ وعاء هیولای مبهمه که ذهن است پس شما از خارج عکس برنداشتید لذا انقلابی هم در کار نبوده است. اگر وعاء آن هیولای مبهمه خارج است پس شما چطور ادّعا میکنید که ما اصلاً واقعیّتی نداریم و فقط یک هیولای مبهمه است که اگر در خارج واقع بشود یکطور است و اگر در ذهن وارد بشود یکطور دیگر است؟! بالأخره شما باید تکلیفتان را با این هیولای مبهمه روشن کنید که آیا این هیولای مبهمه سر دارد، دست دارد، چشم دارد، دهان دارد، ابرو دارد، چه چیزهایی دارد؟ بهصِرف اینکه ما یک انسان داریم، که مسئله روشن نمیشود.
مضافاً به اینکه شما در امور جزئیّه چگونه تصرّف میکنید؟ بر فرض که این مطلب را در ادراک کلّیات بتوانید بگویید که کلّی آن چیزی است که واجد همۀ خصوصیّات و جزئیّات است، اما چطور در مورد جزئی، یک هیولای مبهمه تصوّر میکنید؟! چطور میتوان دربارۀ جزئی ـ که با مشخّصاتش در ذهن میآید و همینطور با مشخّصاتش در خارج تحقّق پیدا میکند ـ یک ماهیّت مبهمه تصوّر کرد؟! این دو اشکالی بود که بهنظر رسید دربارۀ کلام مرحوم سید صدرالدیّن میتوان مطرح کرد.
تلمیذ: در نظر سید صدرالدّین بالأخره هیولا حالّ است یا محل؟
استاد: ایشان میفرمایند که هیولا یک وعائی دارد که در خارج، محلِّ مستغنی از حالّ است اما همین هیولای مبهمه وقتی که در ذهن میآید آن محلبودنش را از دست میدهد و خودش حالّ میشود. بنابراین هیچکدام از حالّبودن و محلبودن بر این هیولا بار نمیشوند و این محلبودن و حالّبودن، مربوط به ظرف خارج و ذهن است. این نظر مرحوم سید صدرالدّین است.
متن مرحوم حاجی در بیان نظر متکلّمین دربارۀ وجود ذهنی
(فَأنکَرَ) الوجودَ (الذِّهنیُّ) فرارًا من هذا و نظائره (قَومٌ) من المتکلّمین1 قومی از متکلّمین آمدهاند نظری را انتخاب کردهاند که از این اشکال و نظائر این اشکال فرار کنند، (مطلقًا) و إن کان بنحو الشّبح،
- المواقف، ص 52؛ شوارق الالهام، ج 1، ص 48.
