اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی

بررسی نسبت حرکت جوهری، معجزه و ادراک ذهن

14٬159
منظومه

انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح می‌دهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی می‌کند. در ادامه، با استفاده از نمونه‌هایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان می‌دهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل می‌کند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک می‌پردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیق‌تر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.

توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی

توضیحات:

انقلاب ذاتی، محور اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دیدگاه سید صدرالدین را درباره انقلاب ذاتی در ماهیت و تفاوت ماهیت در وجود خارجی و ذهنی توضیح می‌دهد و سپس مبانی این نظریه را از منظر حرکت جوهری، اصالت وجود و اصالت ماهیت بررسی می‌کند. در ادامه، با استفاده از نمونه‌هایی مانند تبدیل سیئات به حسنات، معجزات انبیا و تأثیر اراده ولیّ الهی، نسبت انقلاب ذاتی با قانون علیت و اسباب الهی را تبیین کرده و نشان می‌دهد که اسباب منحصر به علل مادی نیستند. سپس اشکالات وارد بر دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی، ماهیت مبهم و قول به شبح را تحلیل می‌کند و به تفاوت علم حضوری و حصولی و نقش وجود ذهنی در ادراک می‌پردازد. حاصل بحث، روشن شدن حدود امکان انقلاب ذاتی، نقد مبانی اصالت ماهیت در این مسئله و تبیین دقیق‌تر رابطه وجود ذهنی، معرفت و ادراک است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

توضیح انقلاب ذاتی و نقد دیدگاه سید صدرالدین درباره وجود ذهنی

9
  • آنها گفته‌اند که ما اصلاً وجود ذهنی نداریم اگرچه به‌نحو شبح باشد

  • یعنی شبح و هیچ چیزی در اینجا نداریم و علم فقط صِرف اضافه و نسبت بین انسان با خارج است بدون اینکه چیزی در ذهن انسان بیاید. مشخّص است که این قول بدیهیّ البطلان است

  • و جعلوا العلمَ بالشی‌ء مجرّد الإضافة.و علم به شیء را مجرّد اضافه پنداشته‌اند 

  • یعنی علم، صرفِ محاذات انسان با آن شیء در خارج است.

  • و یبطله العلمُ بالمعدوم و علمُ النفس بذاته؛1این نظر متکلّمین را علم به معدوم و علم نفس به ذات خودش باطل می‌کند 

  • یعنی در این‌صورت چطور انسان، مقابل معدوم واقع می‌شود و چه نسبتی بین انسان و بین امر معدوم واقع می‌شود؟! درحالی‌که معدوم در خارج وجود ندارد. و شما علمِ نفس به ذات خودش را چگونه توجیه می‌کنید؟ چون در این‌صورت دیگر خارجی وجود ندارد تا اینکه نفس در مقابل آن قرار بگیرد، درحالی‌که علمِ نفس به ذات، وجود دارد و این علمِ به ذات همیشه با خود انسان است و اصلاً ما جدای از نفس چیزی نداریم تا اینکه خودمان را در محاذات با آن قرار بدهیم

  • صورت ذهنیّه بودن علم حضوری

  • تلمیذ: اگر ما به غیر از نفس چیزی نداریم پس دیگر صحیح نیست که بگوییم نفس به خودش علم حضوری دارد، و باید علم را منحصر در علم حصولی بدانیم!

  • استاد: صورت، صورت حضوری است یعنی خود صورت فرق می‌کند. اینکه الآن شما در وجود خودتان مواظب خودتان هستید و وقتی که یک مسئله و خطری پیش می‌آید خودتان را جمع می‌کنید تا گزندی به شما نرسد به‌خاطر این است که علم حضوری به خودتان دارید؛ یعنی چون خودتان و بقای خودتان را ادراک می‌کنید و واجد خصوصیّات خودتان هستید می‌خواهید اگر یک قضیّه‌ای پیش بیاید فوراً جا خالی کنید و بگذترید و بروید. پس نفس به ذات خودش علم دارد و اگر نفس به ذات خودش علم نداشت که عکس‌العمل نشان نمی‌داد و اینکه الآن دارد عکس‌العمل نشان می‌دهد به‌خاطر این است که علم به خودش دارد.

    1.  شرح المنظومه، ج 2، ص 128.
/