اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی

نقد کیف بودن صورت ذهنی و مسئله انقلاب ماهیت

14٬106
منظومه

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی، موضوع اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نظریه محقق دوانی را توضیح می‌دهد که بر اساس آن، صورت‌های ذهنی حقیقت مقولات را حفظ می‌کنند و اطلاق «کیف» بر آنها تنها از باب تشبیه و مسامحه است؛ ازاین‌رو بسیاری از اشکال‌های مشهور وجود ذهنی، مانند تبدیل یک مقوله به مقوله دیگر، برطرف می‌شود. سپس دیدگاه سید صدرالدین درباره انقلاب ماهیت در هنگام ورود به ذهن بررسی و مبانی آن تبیین می‌شود. استاد در ادامه مهم‌ترین اشکال‌های وارد بر این نظریه را، از جمله تبدیل مقولات، انطباق صورت ذهنی با خارج و ارزش علم، تحلیل می‌کند و تفاوت این دو دیدگاه را با دقت نشان می‌دهد. در پایان نیز زمینه ورود به نظریه ملاصدرا به‌عنوان راه‌حل نهایی مسئله وجود ذهنی فراهم می‌شود.

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی

توضیحات:

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی، موضوع اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا نظریه محقق دوانی را توضیح می‌دهد که بر اساس آن، صورت‌های ذهنی حقیقت مقولات را حفظ می‌کنند و اطلاق «کیف» بر آنها تنها از باب تشبیه و مسامحه است؛ ازاین‌رو بسیاری از اشکال‌های مشهور وجود ذهنی، مانند تبدیل یک مقوله به مقوله دیگر، برطرف می‌شود. سپس دیدگاه سید صدرالدین درباره انقلاب ماهیت در هنگام ورود به ذهن بررسی و مبانی آن تبیین می‌شود. استاد در ادامه مهم‌ترین اشکال‌های وارد بر این نظریه را، از جمله تبدیل مقولات، انطباق صورت ذهنی با خارج و ارزش علم، تحلیل می‌کند و تفاوت این دو دیدگاه را با دقت نشان می‌دهد. در پایان نیز زمینه ورود به نظریه ملاصدرا به‌عنوان راه‌حل نهایی مسئله وجود ذهنی فراهم می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی دیدگاه محقق دوانی و سید صدرالدین در وجود ذهنی

13
  • جوهر یعنی فصل و فصل هم یعنی جوهر، نه‌اینکه جوهر با جنس و فصل جدای از هم باشند، بلکه جنس و فصل مجموعاً می‌شوند جوهر. شما الآن دست به هر چیزی که بزنید به جوهر دست زده‌اید و این مفهومِ خیلی روشنی است، اما اگر بخواهید آن را تعریف کنید به‌نحوی که هم مادّه داخل در آن شود، هم مجرّد داخل شود، هم صُوَر داخل شوند و هم مصوّر داخل شود ـ یعنی به‌نحوی که همه چیز داخل در آن شود ـ دیگر می‌شود مبهم.

  • بنابراین ما در تعریف جوهر یک شیء مبهم داریم درحالی‌که آن ذاتیِ جوهر برای ما تا حدودی مفهوم است. به عبارت دیگر یعنی محلّیت یا غیر محلّیت بودن آن، وصفِ وجود خارجی آن است اما ما خود معنای جوهر را می‌فهمیم. مثلاً ما از این پارچی که الآن در جلوی ما است و در آن آب است یک معنایی را فهمیده‌ایم یعنی ما از جوهر و فلز بودن آن یک چیزی فهمیده‌ایم، بالأخره این یک جوهری است که ما الآن آن را فهمیده‌ایم. حالا اگر این تبدیل به کیف بشود باز فلز بودنش را از دست نمی‌دهد، اگر تبدیل به کمّ و زمان بشود باز فلز بودنش دست نمی‌خورد؛ یعنی این به هر عَرَضی که می‌خواهد تبدیل و منقلب بشود باز آن فلز بودن و قیافه‌اش از ذهن ما نمی‌رود؛ چون ما به آن دست زده‌ایم و آن را لمس کرده‌ایم و یک صورت ذهنی از جوهریّت آن در ما پیدا شده است؛ حالا به‌فرض اگر محلیّت آن هم تبدیل به حالّیت بشود دیگر اشکال پیدا نمی‌شود و خیلی مهم نیست.

  • بله اشکال در جایی پیدا می‌شود که این فلز تبدیل به کیف شود، یعنی اگر شما بخواهید به کلام سید صدرالدّین اشکال کنید باید این اشکال را مطرح کنید، و الاّ در این مسئله که وجود ذهنی ما با خارج منطبق است هیچ شکّی نیست، بالأخره آن نقش‌بستن در اینکه الآن از این فلز یک چیزی در ذهن ما نقش می‌بندد، با خارج تطبیق می‌کند.

/ 260