اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله

توجیه محقق دوانی و ملاصدرا در کیفیت صدق مقولات در ذهن

0
منظومه
منظومه

وجود ذهنی و اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با طرح اشکال مشهور درباره حقیقت صورت‌های علمی، ابتدا دیدگاه محقق دوانی را بررسی می‌کند که اطلاق «کیف نفسانی» بر علم را از باب تشبیه و مسامحه می‌داند و علم را از مقوله همان معلوم معرفی می‌کند. سپس پاسخ صدرالمتألهین بر پایه تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه این مبنا اشکال اجتماع دو مقوله را برطرف می‌کند. در ادامه، با تبیین نسبت صورت‌های علمی، کلیات عقلی، نفس و اتصال به نفس‌الامر، جایگاه ادراک و اتحاد علم و معلوم روشن می‌شود و نقش ابزارهای مادی در فرایند ادراک نیز تبیین می‌گردد. حاصل این بحث، روشن‌شدن مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به مهم‌ترین اشکال وارد بر آن، بدون گرفتار شدن در تناقض میان مقولات است.

وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله

6
  • یعنی یا اینها در نفس رسوخ کرده‌اند و یا از بین می‌روند. اینکه می‌گویند به‌عنوان ملکه باشد، منظور صفاتی مانند علم، شجاعت، و امثال‌ذلک است، علومی که در نفس انسان می‌آیند و مستقر می‌شوند و رسوخ پیدا می‌کنند یعنی با نفس اتّحاد پیدا می‌کنند. منظور از چیزهایی که رسوخ پیدا نکنند مثل تصوّرات انسان از ماهیّات اشیاء است که انسان اینها را تصوّر می‌کند و بعد هم می‌روند یعنی فقط تحصیلی هستند و دیگر اتّحاد به‌عنوان استدامه ندارند

  • تَصیرُ مَظهَرًا أو مَصدَرًا لها تَحتَ مَقولَةِ الکَیفِ»1و2 حالا این نفس یا مَظهر اینها می‌شود و یا مصدر. مَظهر می‌شود از این باب که نفسِ انسان مَظهَر می‌شود برای آن کلّیاتی که جنبۀ عقلانی دارند.

  • خلط برخی از حواشی در تفسیر کلام مرحوم حاجی

  • در بعضی از حواشی به‌نظر می‌رسد در اینجا یک قدری خلط شده باشد. چون کلام مرحوم حاجی را طوری تفسیر کرده‌اند که در آن، کلّیات عقلیّه را به معنای مُثُل نوریّه گرفته‌اند و گفته‌اند که ادراک نفس و اتّصال نفس به آن مُثُل نوریّه باعث می‌شود که نفس، مَظهر برای آنها بشود. یعنی آنها در نفس تأثیر بگذارند و نفس مَظهریّت آنها را پیدا بکند؛ یعنی نفس، مَظهَر علم بشود، مَظهَر قدرت بشود و....

  • این کلام در اینجا صحیح نیست و در این‌صورت بین این کلام و کلام مرحوم حاجی تناقض و تضاد پیدا می‌شود؛ چون مرحوم حاجی در آنجا دارد که اینها از حیث کلیّت و معقولیّتشان معقول نیستند، یعنی آنها جزء معقولات ثانوی نیستند گرچه خودشان عقلی هستند. ولی منظور حاجی از اینکه در اینجا طبایع کلّیه را آورده است این است که عقل اینها را ادراک می‌کند و وقتی عقل آنها را ادراک بکند یعنی ذهن آنها را ساخته است.

  • منتها به‌نظر می‌رسد که در اینجا کلام مرحوم حاجی را این‌طور باید توجیه بکنیم که خود کلّیات عقلیّه بر دوگونه هستند: یک وقتی کلّی عقلی است که جنبۀ عقلی و کلّیّت دارد و یک وقتی کلّی جنبۀ خیال دارد؛ یعنی یک وقتی عقل یک کلّیاتی را استنتاج می‌کند که در این‌صورت کلّی و انتزاع در اینجا کلّی و انتزاع واقعی هستند. یک وقتی این‌گونه نیست بلکه یک طبایعی هستند که در اوهام و تخیّلات عقل هستند، آنها هم کلّی هستند ولی تخیّل هستند و هنوز به مرحلۀ عقل و تجرد عقلی نرسیده‌اند چون فقط برداشتی از جانب انسان هستند!

    1.  الحكمة المتعالية فى الأسفار العقليّة الأربعة، ج 1، ص 294.
    2.  شرح المنظومة، ج‌2، ص 138.