اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله

توجیه محقق دوانی و ملاصدرا در کیفیت صدق مقولات در ذهن

0
منظومه
منظومه

وجود ذهنی و اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با طرح اشکال مشهور درباره حقیقت صورت‌های علمی، ابتدا دیدگاه محقق دوانی را بررسی می‌کند که اطلاق «کیف نفسانی» بر علم را از باب تشبیه و مسامحه می‌داند و علم را از مقوله همان معلوم معرفی می‌کند. سپس پاسخ صدرالمتألهین بر پایه تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه این مبنا اشکال اجتماع دو مقوله را برطرف می‌کند. در ادامه، با تبیین نسبت صورت‌های علمی، کلیات عقلی، نفس و اتصال به نفس‌الامر، جایگاه ادراک و اتحاد علم و معلوم روشن می‌شود و نقش ابزارهای مادی در فرایند ادراک نیز تبیین می‌گردد. حاصل این بحث، روشن‌شدن مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به مهم‌ترین اشکال وارد بر آن، بدون گرفتار شدن در تناقض میان مقولات است.

وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله

7
  • اتّصال به نفس‌الأمر، سببِ وصول به حاقّ ذات اشیاء

  • حالا این از همان مسائلی است که ان‌شاءالله بعد به توضیحش می‌رسیم. انسان وقتی که در انتزاعیّات خودش یک کلّی را از جزئیّات خارجی برداشت می‌کند، یک وقتی به یک کلّیاتی می‌رسد که آن کلّیات تجرد تامّه دارند یعنی به عقل فعّال می‌رسد، یعنی انسان به‌واسطۀ ادراک آن کلّی به همان نفس‌الأمر و حقیقت آن کلّی اتّصال پیدا می‌کند و به همان جهت عقل فعّال که مَبدأ و مُبدِع صُوَر کلّیۀ اشیاء هست می‌رسد. در این‌صورت آن حقیقت کلّی و آن حقیقت ماهوی را بحاقِّ ذاته و به‌لحاظ نفس‌الأمر ادراک می‌کند، یعنی به‌واسطۀ اتّصال انسان با آن نفس‌الأمر به حقیقت آن مسئله پی می‌برد، با اتّصال به آن عقل فعّال نه مُثُل نوریّه! دوباره این را تکرار می‌کنم که یک وقتی ذهن دوباره نرود سراغ مُثُل نوریّه‌ای که بعضی گفته‌اند!

  • حالا ان‌شاءالله بعد این مسئله را توضیح می‌دهیم ولی فی‌الجمله مطلب این است که تمام این علومی که انسان ادراک می‌کند به‌واسطۀ اتّصال است، و اطلاع بر شیء خارجی فقط یک وسیله است و اگر آن اتّصال بر عالَم مثال یا بالاتر نباشد، صِرف اطلاع بر یک امر خارجی امکان ندارد که تأثیری در این انسان ایجاد کند. این یک جمله است که شرحش ان‌شاءالله برای بعد بماند؛ چشم، گوش، دست، زبان و تمام آلات ما که وسیلۀ ارتباط ما با خارج هستند، تمام اینها آلت هستند که به‌واسطۀ آنها عقل و ذهن، با نفس‌الأمر آن امر خارج اتّصال پیدا می‌کند. یعنی آن شیء خارج و این شخص هیچ ارتباطی با همدیگر ندارند و آن ارتباطی که علم و تجرد است به‌واسطۀ یک امر جسمی مادّی هیچ‌گاه برای انسان پیدا نخواهد شد. این‌که الآن انسان به یک شیء خارجی نگاه می‌کند و اتّصال با آن برقرار می‌کند هیچ‌گاه به‌واسطۀ یک امر مادّی پیدا نخواهد شد، این صورت ذهنیّه و علمیّه‌ای که از ملامسه و تماس با شیء خارجی برای من پیدا می‌شود مجرّد است و امکان ندارد به‌واسطۀ یک امر جسمانی برای نفس پیدا شود و با او اتّحاد پیدا کند. این وجودش اختصاص به خودش دارد و آن هم وجودش اختصاص به خودش دارد.