اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله

توجیه محقق دوانی و ملاصدرا در کیفیت صدق مقولات در ذهن

0
منظومه
منظومه

وجود ذهنی و اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با طرح اشکال مشهور درباره حقیقت صورت‌های علمی، ابتدا دیدگاه محقق دوانی را بررسی می‌کند که اطلاق «کیف نفسانی» بر علم را از باب تشبیه و مسامحه می‌داند و علم را از مقوله همان معلوم معرفی می‌کند. سپس پاسخ صدرالمتألهین بر پایه تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه این مبنا اشکال اجتماع دو مقوله را برطرف می‌کند. در ادامه، با تبیین نسبت صورت‌های علمی، کلیات عقلی، نفس و اتصال به نفس‌الامر، جایگاه ادراک و اتحاد علم و معلوم روشن می‌شود و نقش ابزارهای مادی در فرایند ادراک نیز تبیین می‌گردد. حاصل این بحث، روشن‌شدن مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به مهم‌ترین اشکال وارد بر آن، بدون گرفتار شدن در تناقض میان مقولات است.

وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله

8
  • مثال کلید برق در واسطه‌بودن آلات مادّی بین نفس و شیء خارجی

  • بنابراین به‌واسطۀ این تماس، نفس انسان یک وسیله‌ای برای این اتّصال می‌شود مانند یک پریز می‌ماند؛ کلید برق؛ وقتی شما کلید را می‌زنید، این کلید، برق را تولید نمی‌کند بلکه واسطه می‌شود که جریان برق از پشت سیم به لامپ منتقل بشود. خود کلید، برق درست نمی‌کند بلکه برق را کارخانه درست می‌کند منتها تا این پریز و کلید زده نشود، برق از پشت این کلید به لامپ نمی‌رسد. پس این آلاتی که من از چشم، گوش، زبان و امثال‌ذلک دارم و همین‌طور سایر آلات باطنی مانند اِلَم، درد، شَعَف و امثال‌ذلک و غرائز همه آلاتی هستند که جنبۀ مادّی دارند، و این جنبۀ مادّی وسیله‌ای است برای‌اینکه نفس را متوجّه همان مَبدأ و صُوَری بکند که بین انسان و بین آن شیء خارجی در آن عالَم اشتراک برقرار است. پس این جنبۀ مادّی برای این اتّصال، حکم کلید را دارد.

  • این چکیده‌ای است که باید آن را در نظر داشته باشیم تا ان‌شاءالله بعداً به آن مطلب برسیم. و به‌واسطۀ این مسئله تمام اشکالات و مشکلاتی که در بحث ماهیّات و مسائل اختلافی که پیش می‌آید را می‌توانیم حل کنیم.

  • تلمیذ: پس در این‌صورت علم ما با معلوم یکی است؟!

  • استاد: بله، این با آن یکی است.

  • تلمیذ: پس چرا ادراک ما نسبت به یک شیء واحد متفاوت است؟

  • استاد: به‌خاطراینکه آن شیء مراتبی دارد و به هر اندازه که انسان به آن واقعیّت نزدیک بشود به آن مرتبه نزدیک شده است. پس ممکن است انسان با هزاران صورت از یک شیء ارتباط و اتّحاد برقرار بکند درحالتی‌که به حاقّ ذاتش نرسیده باشد.

  • تلمیذ: آیا این مسئلۀ اتّحاد علم و عالم و معلوم در «العِلمُ نورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فِی قَلبِ مَن یَشاءُ»1 هم جاری است یا این مورد را شامل نمی‌شود؟

  • استاد: نور یعنی الظّاهر فی نفسه و المُظهِر لغیره، یعنی تمام اشیاء این نور هستند و قاعدۀ فلسفی تخصیص بردار نیست. البتّه ما می‌توانیم «العِلمُ نورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاءُ» را در تحتِ این قاعده بیاوریم؛ یعنی نفس انسان به‌واسطۀ اتّصال با عالَم مثال و صورت، به حَسَبِ شدّت و ضعفی که دارد می‌تواند از حقایق اطلاع پیدا کند، بنابراین فرقی نمی‌کند که انسان به‌واسطۀ همین اتّصالش، به علم تفصیلی برسد و بداند چه خبر است یا اگر هم به علم تفصیلی نرسد، آن عالَم مثال با تلقیناتش در ذهن، انسان را به همان طریقی می‌برد که واقعیّت، حقیقت و استقامت در آنجا قرار گرفته است. دیده‌اید بعضی وقت‌ها انسان می‌خواهد یک کاری را انجام بدهد ولی مسیرش به یک سمت دیگری می‌رود و یک میل دیگری در او پیدا می‌شود و یک کار دیگری را انجام می‌دهد و بعد می‌فهمد که در آن کار اوّلی مهلکه بوده است؟! این همان هدایتی است که از آن بالا در ذهن این شخص می‌آید و میل او را برمی‌گرداند و خلاصه به راه دیگری می‌برد. افرادی که اتّکاء و اتّصال با ولیّ‌خدا دارند ـ واقعاً اتّصال داشته باشند یعنی اتّصالشان محکم باشد و نقاط ضعف در آن نباشد ـ در این‌صورت آن شخص خواهی‌نخواهی میلش در هر مسئله‌ای به همان سمتی می‌رود که نظر ولیّ‌خدا است و به‌عبارت‌دیگر با اتّصال با قلب ولیّ‌خدا فکر، میل، باطن و غرائزش به آن میل ولیّ‌خدا گردش و حرکت می‌کند. پس می‌توانیم بگوییم که این معنا هم با این قاعده جور درمی‌آید.

    1.  مصباح الشریعة، الباب السادس فی الفتیا، ص 16.