اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله

توجیه محقق دوانی و ملاصدرا در کیفیت صدق مقولات در ذهن

0
منظومه
منظومه

وجود ذهنی و اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با طرح اشکال مشهور درباره حقیقت صورت‌های علمی، ابتدا دیدگاه محقق دوانی را بررسی می‌کند که اطلاق «کیف نفسانی» بر علم را از باب تشبیه و مسامحه می‌داند و علم را از مقوله همان معلوم معرفی می‌کند. سپس پاسخ صدرالمتألهین بر پایه تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه این مبنا اشکال اجتماع دو مقوله را برطرف می‌کند. در ادامه، با تبیین نسبت صورت‌های علمی، کلیات عقلی، نفس و اتصال به نفس‌الامر، جایگاه ادراک و اتحاد علم و معلوم روشن می‌شود و نقش ابزارهای مادی در فرایند ادراک نیز تبیین می‌گردد. حاصل این بحث، روشن‌شدن مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به مهم‌ترین اشکال وارد بر آن، بدون گرفتار شدن در تناقض میان مقولات است.

وجود ذهنی و پاسخ به اشکال قرار گرفتن یک شیء در دو مقوله

9
  • اتّحاد غرائز و ملکات انسان با نفس

  • تلمیذ: یک حالات و غرائزی در انسان هست که ملموس انسان نیستند، آیا آنها هم همین‌طور هستند و در تحتِ این قاعده قرار می‌گیرند؟

  • استاد: آنهایی که ملموس نیستند در جایی است که فرد در عقلیّت خودش دیگر قوی‌تر است. بله، آنها هم همین‌طور هستند. یک حالتی در انسان هست که ما در قبل به‌عنوان اینکه ملکه‌ای در نفس هست آن را بیان کردیم، آن ملکه همان غرائز است دیگر! غرائزی که در نفس هست جنبۀ کلّیّت دارند یعنی جنبۀ خصوص ندارند؛ مانند علم، ادراک، حیات، غریزۀ محبّت، غضب و شهوت. تمام اینها یک صُوَر علمیّه‌ای هستند که با نفس متّحد هستند و به‌واسطۀ آنها و تغییراتی که در آنها ایجاد می‌شود در نفس هم تغییراتی ایجاد می‌شود: محبّت در انسان به یک نحوه است بعد نحوۀ دیگری می‌شود، غضب به یک نحوه است بعد نحوۀ دیگری می‌شود یعنی همین‌طور جنبۀ سِعِی پیدا می‌کنند، مثلاً انسان نسبت به یک شیء محبّت دارد و بعد محبّتش عام می‌شود و همه را به یک چشم می‌بیند. اینها دیگر مراتبی است که در کلّیّت پیدا می‌شود! پس آن غرائز هم همین‌طور هستند، یعنی یک کلّیاتی در ذهن و نفس انسان هست که انسان با آنها متّحد است و نفس با آنها کار می‌کند، افعال انسان به‌طورکلّی منشاء غریزی دارند.

  • این را می‌خواستم بگویم که این کلّیات عقلیّه چون با عالَم حقایق اتّصال دارند، در نفس تجلّی می‌کنند؛ یعنی ماهیّت اشیاء کماهی‌هی در نفس ظاهر می‌شود. این ظهور نفسانی هم به‌واسطۀ اشراقِ عالَم مثال در نفس است یعنی آن عالَم مثال، اشراق می‌کند در نفس و وقتی اشراق کرد، نفس او را می‌گیرد. مانند وحی می‌ماند که آن وحی بر نفس ولیّ‌خدا اشراق می‌کند و نفس ولیّ آن وحی را می‌گیرد؛ پس نفس، مَظهر و آینه می‌شود برای اشراقِ عالَم مثال در او. مسئله یا این‌طور است و یا اینکه این صُوَر کلّیه عقلیّه، تخیّلات و اوهام هستند که زائیده نفس هستند و وقتی زائیده باشند، آن‌وقت مصدر می‌شود. مظهر می‌شود!