
تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری
بررسی نسبت صورت ذهنی، علم و مقوله کیف
وجود ذهنی و تفسیر کلام صدرالمتألهین محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم حاجی سبزواری از دیدگاه صدرالمتألهین را درباره اعتباری بودن ماهیات و نسبت وجود ذهنی با صورتهای ذهنی توضیح میدهد. سپس نشان میدهد که حاجی سبزواری چگونه با تفکیک میان کیف بالذات و کیف بالعرض، علم، صورت معلوم و نفس را از یکدیگر تفسیر کرده و بر همین اساس به کلام صدرالمتألهین اشکال وارد میکند. در ادامه، استدلالهای این دیدگاه درباره فرد نبودن صورت ذهنی، نسبت وجود ذهنی با نفس، و اشکال اجتماع دو مقوله بررسی میشود و با مثالهای متعدد، مقصود از کیف نفسانی روشن میگردد. در پایان نیز استاد به نقد مبنای حاجی سبزواری، بهویژه در بحث اعیان ثابته و علم ربوبی، اشاره میکند و نشان میدهد که این تفسیر با مبانی حکمت متعالیه سازگار نیست.
تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری
4البتّه مطلب که به اینجا برسد به آن اشکال وارد میشود. اشکالی که خود مرحوم حاجی میآورند و آن عبارت است از اینکه شما در اینجا وجود ذهنی را دو چیز کردید درحالیکه علم عینِ صورت معلومه است و نفس با آن معلوم بالذّات ما اتّحاد دارد. بله معلوم بالعَرَض در خارج است اما آن صورت معلومۀ در ذهن ما با خود نفس اتّحاد دارد. چطور شما آن را دوتا کردهاید؟! یعنی چطور آن صورت معلومه را کیف بالعَرَض گرفتهاید و ارتباطِ نفس با آن صورت معلومه را کیف بالذّات گرفتهاید؟! این اشکال به این مطلب وارد است.
دلیل مرحوم آخوند برای آوردن این جواب در وجود ذهنی
حالا میخواهیم ببینیم که آیا اشکال مرحوم حاجی به مرحوم آخوند صحیح است یا اینکه صحیح نیست، که انشاءالله این مسئله بعداً وقتی که اسفار را باز کردیم و این مباحث را از آنجا تطبیق کردیم در آنجا معلوم میشود. فعلاً مرحوم حاجی مسئلۀ مرحوم آخوند را اینطور مطرح کردهاند که آخوند برای فرار از این اشکال که اگر کسی به ایشان بگوید که مگر وجود ذهنی، وجود نیست؟! اگر بگویید که وجود ذهنی وجود نیست در اینصورت واقع را انکار کردهاید؛ بهخاطراینکه ما در خودمان احساس میکنیم که یک چیزی اضافه شده است، و ما مثل متکلّمین قائل به اضافه نیستیم که میگویند: هیچ چیزی اضافه نشده است بلکه علم فقط یک ارتباط بین انسان و خارج است و هیچ چیزی داخل در ذهن ما نشده است! ما اینطورکه نیستیم بلکه ما میبینیم یک چیزی در ما اضافه شده است و تغییری در ما پیدا شده است؛ حالا صحبت در این است که اسم این تغییر را چه بگذاریم؟
مرحوم آخوند میگویند که اسم این تغییر را شما نمیتوانید جوهر یا عَرَض و امثال اینها بگذارید؛ چون ماهیّت در صورتی فردی از مقولۀ خودش میشود که آثار آن مقوله را داشته باشد، درحالیکه این وجود ذهنی و تصویر ذهنی آثار آن مقوله را ندارد پس فردی از آن مقوله نیست. میگوییم پس این تصویر ذهنی چه چیزی است و حالآنکه وجود بر آن بار شده است؟
