اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری

بررسی نسبت صورت ذهنی، علم و مقوله کیف

0
منظومه
منظومه

وجود ذهنی و تفسیر کلام صدرالمتألهین محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر مرحوم حاجی سبزواری از دیدگاه صدرالمتألهین را درباره اعتباری بودن ماهیات و نسبت وجود ذهنی با صورت‌های ذهنی توضیح می‌دهد. سپس نشان می‌دهد که حاجی سبزواری چگونه با تفکیک میان کیف بالذات و کیف بالعرض، علم، صورت معلوم و نفس را از یکدیگر تفسیر کرده و بر همین اساس به کلام صدرالمتألهین اشکال وارد می‌کند. در ادامه، استدلال‌های این دیدگاه درباره فرد نبودن صورت ذهنی، نسبت وجود ذهنی با نفس، و اشکال اجتماع دو مقوله بررسی می‌شود و با مثال‌های متعدد، مقصود از کیف نفسانی روشن می‌گردد. در پایان نیز استاد به نقد مبنای حاجی سبزواری، به‌ویژه در بحث اعیان ثابته و علم ربوبی، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این تفسیر با مبانی حکمت متعالیه سازگار نیست.

تفسیر کلام صدرالمتألهین در وجود ذهنی و نقد دیدگاه حاجی سبزواری

5
  • ایشان می‌فرمایند اگر گیر و لنگ [و اشکال] شما در این است که چون این صورت ذهنی فرد برای آن مقوله نیست پس وجود ندارد؛ ما می‌گوییم وجود دارد یعنی وجود ذهنی دارد.

  • ایشان از این راه وارد می‌شوند و می‌فرمایند که ما قبول داریم که وجود به آن ماهیّت اثر می‌بخشد، منتها این در صورتی است که این ماهیّت ما آثار مقولۀ خودش را داشته باشد و چون این صورت ذهنی ما آثار جوهر را ندارد لذا داخل در تحتِ مقولۀ جوهر نیست، و چون آثار کمّ را ندارد لذا داخل در تحتِ کمّ هم نیست، و چون آثار کیف را دارد پس از مقولۀ کیف است؛ یعنی وجود آمده است و به این صورت ذهنیّۀ ما اثر کیفی داده است.

  • پاسخ به اشکال اجتماع ضدّین در وجود ذهنی

  • حالا اگر در اینجا اشکال بکنید که شما از یک طرف می‌گویید که ما در تعریف صورت ذهنی، خود آن مقوله را می‌آوریم؛ یعنی وقتی که شما زید را در ذهنتان می‌آورید در تعریفش مقولۀ انسان را می‌آورید و می‌گویید که آن صورت ذهنی به حمل اوّلی خود آن مقولۀ خارج است، و درعین‌حال باید برای همان صورت ذهنی تعریف مقولۀ کیف را بیاورید چون آن صورت ذهنی شما فردی از کیف است. پس باید در تعریف آن صورت ذهنی کیف را بیاورید و بگویید: کیفٌ. پس در این‌صورت اینجا اجتماع ضدّین شد. شما در اینجا یک فرد دارید که عبارت از آن صورت ذهنی است؛ حالا در تعریف آن، هم مقولۀ خارجی را می‌آوردید ـ اگر در خارج باشد ـ و هم در تعریف آن، مقولۀ کیف را می‌آورید و این اجتماع ضدّین است.

  • جوابی که مرحوم حاجی می‌دهند این است که می‌گویند: ما در تعریف آن صورتی که در ذهن هست همان مقولۀ خارج را می‌آوریم؛ یعنی اگر شما در ذهن خودتان یک زید را تصوّر کنید در تعریف او می‌گویید: حیوانٌ ناطقٌ حسّاسٌ متحرکٌ بالإرادة؛ این تعریف را می‌آورید و بعد عوارضش را هم می‌آورید: پسر عمرو است و قدّ و خصوصیّاتش این‌طور است.