
اتحاد عاقل و معقول؛ حقیقت ادراک و نقش نفس
چگونگی یکی شدن نفس با صورتهای ادراکی
اتحاد عاقل و معقول محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بهصورت اجمالی مبانی این نظریه را تبیین میکند. ایشان ابتدا جایگاه این بحث را در فلسفه و ارتباط آن با مباحثی مانند وحدت وجود، اصالت وجود و وجود ذهنی توضیح میدهد، سپس نشان میدهد که ادراک به معنای انتقال صورت از خارج به ذهن نیست، بلکه نفس خود صورتهای ادراکی را ایجاد میکند و با آنها متحد میشود. برای روشن شدن این حقیقت، با مثالهایی مانند تغییر حالت آب و دگرگونی حالات نفس، توضیح میدهد که نفس در عین وحدت، ظهورهای گوناگونی پیدا میکند و در هر مرتبه همان صورت ادراکی یا حالت نفسانی میشود. در پایان نیز آثار این اتحاد در رشد یا سقوط انسان و اهمیت مراقبت از صورتهای ذهنی، بهویژه برای سالک راه خدا، بیان میشود و مبنای اتحاد عاقل، معقول و عقل روشن میگردد.
اتحاد عاقل و معقول؛ حقیقت ادراک و نقش نفس
4نفس هم درست همینطور است یعنی نفس در آن مقام ذات خودش یک امر واحدی است که از سنخِ مجرّدات است، نهاینکه خدا یک تکّه از این نفس را عقل قرار داده است، و یک تکّه از آن را شهوت قرار داده است و یک تکّه را غضب قرار داده است! نه، خود نفس میتواند به صورت و ظهورِ شهوت دربیاید، در اینصورت نفسِ شهوانی میشود.
توضیح واحد بودن نفس در قالب یک مثال
شخصی که مشغول عمل زناشویی است آیا هیچوقت در آن موقع مسئلۀ فلسفی به ذهنش میرسد تا بیاید حلّش کند؟! آیا میگوید که این حرفی که آقا سید محسن زد به اصالةالماهیّة برمیگردد یا به اصالةالوجود؟! بیخیال! میگوید: خُذِ الغایات و اترک المبادی! جناب مولانا دارند که:
روزها گر رفت گو رو باک نیست *** تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست1 البتّه این شعر جناب مولانا برای مقام وصل حقیقی است. الآن نفس در این رتبه و ظهورِ شهوت آمده و نفسِ شهوانی شده است، نهاینکه شهوت داخل در نفس و ضمیمۀ به نفس شده است و بعد این نفس یک نفسِ شهوانی شده است! نه، بلکه خود نفس، خودش را تبدیل به یک نفسِ شهوانی کرده است.
بعد صحنه عوض میشود ومسئله فیصله پیدا میکند و الحمد لله از همه چیز فراغت پیدا میکند، حالا میگوید بیاییم با هم بنشینیم، یکمقدار بگوییم و بخندیم! یعنی نفس تبدیل به شکلِ یک نفس با عاطفه، با احساس و یک نفس ضاحکه درمیآید. بعد مدّتی که از این قضیّه گذشت و سرد شد و به لاک خودش برگشت و عیال یک مقدار بیاعتنایی کرد، میگوید که زن نفهم! این حرف چی بود که زدی؟ میگوید تو که داشتی دو دقیقه پیش میخندیدی؟! میگوید که دیگر خَرمان از پل گذشت و مسئله تمام شد، حالا اگر بخواهی مسئله را اشتباه و عوضی بروی، نفس تبدیل به نفس قهّار و غضبکننده میشود! یعنی یکدفعه شما در عَرض نیم ساعت میبینید که این نفس شد شهوانی و ضاحکه و باکیه و...! و بعد که تمام این حالات تمام شد، میگوید که برویم کتاب را باز کنیم و ببینیم که در این کتاب چه نوشته شده است؟ حالا این نفس میشود نفس عاقله!
- مثنوی معنوی، دفتر اول.
