
اتحاد عاقل و معقول؛ حقیقت ادراک و نقش نفس
چگونگی یکی شدن نفس با صورتهای ادراکی
اتحاد عاقل و معقول محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بهصورت اجمالی مبانی این نظریه را تبیین میکند. ایشان ابتدا جایگاه این بحث را در فلسفه و ارتباط آن با مباحثی مانند وحدت وجود، اصالت وجود و وجود ذهنی توضیح میدهد، سپس نشان میدهد که ادراک به معنای انتقال صورت از خارج به ذهن نیست، بلکه نفس خود صورتهای ادراکی را ایجاد میکند و با آنها متحد میشود. برای روشن شدن این حقیقت، با مثالهایی مانند تغییر حالت آب و دگرگونی حالات نفس، توضیح میدهد که نفس در عین وحدت، ظهورهای گوناگونی پیدا میکند و در هر مرتبه همان صورت ادراکی یا حالت نفسانی میشود. در پایان نیز آثار این اتحاد در رشد یا سقوط انسان و اهمیت مراقبت از صورتهای ذهنی، بهویژه برای سالک راه خدا، بیان میشود و مبنای اتحاد عاقل، معقول و عقل روشن میگردد.
اتحاد عاقل و معقول؛ حقیقت ادراک و نقش نفس
6تأثیر صُوَر مدرکه بر نفس، دلیل اتّحادشان با نفس
آیا این میز با من اتّحاد دارد؟ نه، اگر بنده و این میز صد سال هم اینجا بمانیم، نه بنده داخل وجود این میروم و نه این میز داخل در وجود من میرود؛ چون این ربطی به من ندارد، این برای خودش یک وجود دارد و من هم برای خودم یک وجود دیگری دارم. اگر صورت هیچگونه اتّحادی با نفس نداشته باشد، چطور آن صورت در این نفس تأثیر میگذارد و نفس را برمیگرداند؟! پس از این تأثیر معلوم میشود که این صورت با آن نفس متّحد میشود و حالاکه متّحد شد، نفس را این طرف و آنطرف میکند. یعنی این نفس، هم میآید صورت را درست میکند و هم خودش میشود این صورت؛ پس هم نفس است و هم صورت است و هم نَفسِ صاحب صورت! بله، ما آن را انشاء قرار میدهیم و اصلاً معنای انشاء همین است، تنزّلِ علّت یعنی همین، انشاء پروردگار هم یعنی همین. نفس به این شکل تنزّل پیدا میکند منتها ما اسم آن تنزّل را انشاء و ایجاد میگذاریم و میگوییم که نفس، این صورت را ایجاد کرده است. ایجاد کرده است یعنی خودش را برگردانده است و به این قیافه درآورده است؛ یعنی به این شکل ظهور کرده است.
بنابراین با این بیان، بحثِ اتّحاد عاقل و معقول و عقل کاملاً روشن میشود. در اینجا بحث ما مربوط به صورت و خیال است، حالا اگر قوّۀ عاقله آمد و یک مفهوم عقلی را در خودش ایجاد کرد، در اینصورت با آن مفهوم عقلی عالی متّحد میشود. وقتی میگوییم مفاهیم عقلیّه ـ چه آن مفاهیم، قضایای کلّیه باشند و چه آن معانی عقلیّۀ کلّیهای باشند که در قالب ماهیّات صُوَریّه در نمیآیند، که ماهیّات آنها فرق میکند و خصوصیّات آنها تفاوت پیدا میکند ـ درهرصورت این نفس با ادراک آن معانی عقلیّه میشود عاقل و معقول و عقل! این نفس با ادراک معانی برزخیّه میشود مُصوِّر و صورت و تصویر! پس تمام اینها امر واحد هستند. مطلب را در این جلسه از این بیشتر جلو نبریم چون از اصل قضیّه باز میمانیم و مطلب تمام نمیشود. این یک تصویر اجمالی بود از اتّحاد عاقل و معقول که مرحوم حاجی در اینجا ارائه دادهاند.
