
اتحاد عاقل و معقول و عقل در نفس
وحدت نفس با صورتهای ذهنی و تبیین تجرد
اتحاد عاقل و معقول و عقل در این جلسه با بررسی معنای دقیق اتحاد نفس و صورتهای ذهنی توضیح داده میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان صرف ایجاد یک صورت ذهنی و اتحاد حقیقی عاقل و معقول تفاوت میگذارد و سپس برای روشن شدن مسئله، نسبت ماده و صورت، تفاوت ترکیب خارجی و تحلیل عقلی، و ویژگی ماده در عالم مادی را بررسی میکند. در ادامه، با توضیح هیولای مبهمه در ذهن و نقش آن در محاورات و احکام، نشان داده میشود که عقل چگونه اشیای واحد خارجی را از جهت تحلیل، به ماده و صورت تقسیم میکند. سپس بحث به نفس بازمیگردد و با طرح ماندگاری صورتهای ذهنی و امکان حضور صورتهای متعدد در نفس، کیفیت وحدت نفس با این صورتها توضیح داده میشود. نتیجه بحث، پیوند این مسئله با تجرد نفس، کمال و طی مراتب وجودی آن است.
اتحاد عاقل و معقول و عقل در نفس
توضیحات:
اتحاد عاقل و معقول و عقل در این جلسه با بررسی معنای دقیق اتحاد نفس و صورتهای ذهنی توضیح داده میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان صرف ایجاد یک صورت ذهنی و اتحاد حقیقی عاقل و معقول تفاوت میگذارد و سپس برای روشن شدن مسئله، نسبت ماده و صورت، تفاوت ترکیب خارجی و تحلیل عقلی، و ویژگی ماده در عالم مادی را بررسی میکند. در ادامه، با توضیح هیولای مبهمه در ذهن و نقش آن در محاورات و احکام، نشان داده میشود که عقل چگونه اشیای واحد خارجی را از جهت تحلیل، به ماده و صورت تقسیم میکند. سپس بحث به نفس بازمیگردد و با طرح ماندگاری صورتهای ذهنی و امکان حضور صورتهای متعدد در نفس، کیفیت وحدت نفس با این صورتها توضیح داده میشود. نتیجه بحث، پیوند این مسئله با تجرد نفس، کمال و طی مراتب وجودی آن است.
اتحاد عاقل و معقول و عقل در نفس
15استاد: بله، وحدت پیدا میکند ولی خود همان هم عوض میشود، مگر عرض نکردم که نفس همینطور در حالِ شدن و تجرد است، یعنی همینطور یکی پس از دیگری صورت پیدا میکند و این صورتها تبدیل پیدا میکنند؛ مثلاً شما وقتی که با یک قضیّۀ ناراحت کنندهای مواجه باشید نفسِ شما نفسِ ناراحت میشود و در اینجا با آن مسئله وحدت پیدا کرده است ولی بعد تبدیل به یک صورت مسرّت میشود. مثلاً وارد منزل میشوید و اهل بیت مکرّم و گرامی میبیند که این شوهر محترم و نازنین و عزیزتر از جانش از درس، گرفتاری، مسائل خیابان، مباحثه و ابتلاء با رفقا برگشته است، یعنی متوجّه تمام اینها هست و بههمینخاطر یک لیوان شربت بیدمشک آماده کرده است و در یخچال گذاشته است که خنک شود، تا در اولین فرصت این را خدمت ایشان تقدیم بکند! حالا وقتی شما با آن حالت گرفتگی، کسالت و جفای رفیق وارد منزل میشوید و با این مسئله مواجه میشوید، یکدفعه حالت انبساط در شما پیدا میشود و نفس شما از آن حالت گرفتگی که در او پیدا شده بود دوباره به یک شدنِ دیگری تبدیل میشود. این شدن میشود شدنِ مُبتهج، با مسرّت، با سرور و امثالذلک!
پس نفس در آن وعاء قبلی خودش وحدت داشت و الآن آن وحدت تبدیل به این وحدت میشود، یعنی نفس با حفظ آن مرتبۀ قبلی، مرتبۀ جدیدی را حائز میشود و این منافات با وحدت ندارد. نفس چون مجرّد است و تجرد آن مافوق زمان، مکان و قوانین مادّی است لذا میتواند بین صُوَر متعدّده جامعیت داشته باشد و اینطور نیست که مثل مادّه باشد که فقط باید یک صورت داشته باشد، یعنی این مادّه وقتی که صورت کاغذ دارد دیگر صورت ترابیّه، دخانیّه، مائیّه، نباتیّه و امثالذلک ندارد، ولی نفس اینطور نیست؛ النّفسُ فی وحدتها کلّ القویٰ،1 که بحث آن بعداً میآید.
روی این حساب نفس، همۀ صُوَر را حیازت میکند نهاینکه چند صورت را! البتّه ما این مسائل را نباید زودتر از محلّ خودشان بگوییم! نفس به یک حالتی میرسد که در آنِ واحد جمیع صُوَر عوالم امکان را در خودش میبیند، آنوقت این دیگر همان اشعار ابنفارض و محیالدّین است که میگوید در یک «آنْ»، من نوح شدم و در همان «آنْ»، ایّوب شدم و در همان «آنْ»، من چه شدم!2 عباراتی که مخالفین وحدت وجود خیلی از اینها خوششان میآید و دنبال همین چیزها میگردند! این وحدت وحدتی است که نفس با آن صورت پیدا میکند و این مرحله مرحلۀ شدن است.
- شرح المنظومه، ج 5، ص 180.
- نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 282؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 358.
