
اتحاد عاقل و معقول و عقل در نفس
وحدت نفس با صورتهای ذهنی و تبیین تجرد
اتحاد عاقل و معقول و عقل در این جلسه با بررسی معنای دقیق اتحاد نفس و صورتهای ذهنی توضیح داده میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان صرف ایجاد یک صورت ذهنی و اتحاد حقیقی عاقل و معقول تفاوت میگذارد و سپس برای روشن شدن مسئله، نسبت ماده و صورت، تفاوت ترکیب خارجی و تحلیل عقلی، و ویژگی ماده در عالم مادی را بررسی میکند. در ادامه، با توضیح هیولای مبهمه در ذهن و نقش آن در محاورات و احکام، نشان داده میشود که عقل چگونه اشیای واحد خارجی را از جهت تحلیل، به ماده و صورت تقسیم میکند. سپس بحث به نفس بازمیگردد و با طرح ماندگاری صورتهای ذهنی و امکان حضور صورتهای متعدد در نفس، کیفیت وحدت نفس با این صورتها توضیح داده میشود. نتیجه بحث، پیوند این مسئله با تجرد نفس، کمال و طی مراتب وجودی آن است.
اتحاد عاقل و معقول و عقل در نفس
توضیحات:
اتحاد عاقل و معقول و عقل در این جلسه با بررسی معنای دقیق اتحاد نفس و صورتهای ذهنی توضیح داده میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان صرف ایجاد یک صورت ذهنی و اتحاد حقیقی عاقل و معقول تفاوت میگذارد و سپس برای روشن شدن مسئله، نسبت ماده و صورت، تفاوت ترکیب خارجی و تحلیل عقلی، و ویژگی ماده در عالم مادی را بررسی میکند. در ادامه، با توضیح هیولای مبهمه در ذهن و نقش آن در محاورات و احکام، نشان داده میشود که عقل چگونه اشیای واحد خارجی را از جهت تحلیل، به ماده و صورت تقسیم میکند. سپس بحث به نفس بازمیگردد و با طرح ماندگاری صورتهای ذهنی و امکان حضور صورتهای متعدد در نفس، کیفیت وحدت نفس با این صورتها توضیح داده میشود. نتیجه بحث، پیوند این مسئله با تجرد نفس، کمال و طی مراتب وجودی آن است.
اتحاد عاقل و معقول و عقل در نفس
7منبابمثال شما شکر و آب را فرض کنید! شکر خودش یک مادّه و صورتی دارد: مادّهاش همان چیزی است که ثقل آن را تشکیل میدهد و صورتش هم همان چیزی است که شما میبینید که مثلاً شیرین است، سفید است و این خصوصیّات را دارد. یعنی لازمۀ شکر بودن این است که یک خصوصیّاتی داشته باشد، حالا بعضی از آنها بهعنوان عَرَض است مثل بیاض، و بعضی از آنها هم بهعنوان ذاتی آن است مثل شیرینی و امثالذلک که اینها ذاتی شکر هستند چون ما شکر ترش که نداریم! پس این شکر یک مادّه و صورتی برای خودش دارد.
و از آنطرف ما میبینیم که خود آب هم یک مادّه و صورتی دارد: مادّۀ آن همان چیزی است که وزن، ثقل و هیولای آن را بهوجود میآورد و صورتش هم صورتِ مائیّتی است که شما با آن رفعِ عطش میکنید و امثالذلک.
آیا شما هیچوقت با بخار رفع عطش میکنید؟! اما همین بخار وقتی که تغلیظ بشود و بهصورت آب به پایین بچکد و جمع بشود، شما میتوانید با آن رفع عطش کنید. لذا شما اگر یک ظرف آب خیلی سرد را در مجاورت هوا بگذارید، کمکم میبینید یک چیزی دور آن را میگیرد و کمکم یک دانههایی تشکیل شد و شروع به تقطیر شدن کرد، یعنی رطوبت در هوا را به خودش میگیرد و آن را جذب میکند و تبدیل به آب میکند بهطوری که شما وقتی در این هوا هستید نمیتوانید با آن رفعِ عطش بکنید ولی اگر یک مقدار صبر کنید چهبسا ممکن است از همین دانههایی که از این ظرفی که مملوّ از یخ است میریزد نصف استکان یا یک استکان آب جمع شود و بتوانید آن آب را بخورید.
این صورت مائیّهای که الآن از ترکیب اینها بهوجود آمده است، خودش یک مادّه و صورتی دارد ولی وقتی شما این دو را با همدیگر ترکیب میکنید، ترکیب خارجی است، نهاینکه ترکیب عقلی باشد! و نه تنها شما این کار را میکنید بلکه حتّی یک بچۀ دو ساله هم این کار را میکند و وقتی که میخواهد چای بخورد میگوید مامان چایی من تلخ است، در آن شکر بریز! او هم میفهمد که باید ترکیب خارجی کرد؛ شکر را در چایی میریزد و وقتی شیرین شد آن را میخورد.
