جلسه ۵۳
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (3)
جلسه ۵۳
14اشراقیّه بودن اضافۀ نفس به علم و معلوم
حالا ما سراغ نفس میآییم، میگوییم در اینکه نفس یک اتّصاف و اضافهای به یک علم و معلومی دارد شکّی نیست، یعنی در اینکه نفسی و معلومی و یک نسبتی بین اینها داریم شکّی نیست. حالا آیا این اضافه، اضافۀ مقولیّه است؟ میگوییم که این اضافه، مقولیّه نیست چون در اضافۀ مقولیّه باید طرفینِ اضافه قبلاً وجود داشته باشند. پس مورد ما اضافۀ مقولیّه نیست.
سراغ اضافۀ اشراقیّه میآییم؛ اضافۀ اشراقیّه اضافۀ علّت به معلول خودش است، یعنی علّت انشاء میکند معلول خودش را. حالاکه علّت، معلول خودش را انشاء کرد، پس باید هم معلوم، وجود داشته باشد و هم خود آن علّت، چون معلول غیر از تنزّل علّت، چیز دیگری نیست. بنابراین معلول عبارت است از تنزّل همان علّت در یک قالبی! پس این هم وحدت شد یعنی این همان وحدتی است که شما میخواهید.
صدرالمتألّهین اول از باب تضایف وارد شد چون اگر از باب علیّت وارد میشد شاید کسی قبول نمیکرد و نمیپذیرفت، بههمینخاطر ما میگوییم شکّی نیست در اینکه بین این نفس و بین این معلول یک رابطهای هست و رابطه هم رابطۀ اضافه است چون هر عالِمی یک معلوم میخواهد. حالاکه رابطۀ آنها بهصورت اضافه شد باید هر دو تحقّق داشته باشند. پس میگوییم نحوۀ تحقّق آنها چطور فرض میشود؟ آیا نحوۀ تحقّق آنها تحقّقِ عِلّی است یا نه؟ تحقّق آنها تحقّق علّی است چون این نبوده است و حالا پیدا شده است. وقتی که تحقّق علّی شد پس معلول، تنزّل ذاتِ علّت به یک صورت است و آن صورت جدای از این ذات نیست بلکه مندکّ و فانی در این ذات است، پس در اینصورت اتّحاد بین آن ذات و آن صورتی که پیدا شده است برقرار میشود.
اشکال مرحوم حاجی به مسلک تضایف ملاّصدرا در اتّحاد عالم و معلوم
ایشان از این راه وارد شدند ولی مرحوم حاجی به ایشان اعتراض میکند و میگوید صرفِ اضافه که موجب وحدت نمیشود؛ مثلاً شما ظرف و مظروف هم دارید ولی بین آنها اتّحادی نیست! وقتی به این کاسه، ظرف میگویند که مظروفی باشد، وقتی به این آب مظروف میگویند که ظرفی باشد. شما وقتی به آب، مظروف میگویید که این آب را در کاسه بریزید و وقتی به این کاسه، ظرف میگویید که در آن، آب باشد وگرنه اسمش کاسه است. پس اتّصاف کاسه به مظروفیّت وقتی است که آب یا هوا در آن باشد، وگرنه آیا اگر شما کاسۀ چینی را خرد و ریز کنید و روی زمین بریزید باز به آن، ظرف میگویید؟! نه، دیگر به آن ظرف نمیگویید. اتّصاف این کاسه به مظروفیّت وقتی است که آب در آن باشد، میگوییم این کاسه ظرف برای این آب است حالا آیا بین این کاسه و این آب ارتباط برقرار است یا نه؟ بله، بین آنها ارتباط برقرار است درحالتیکه اینها با همدیگر اتّحاد ندارند؛ یعنی نه این، علّت برای آن است و نه آن، معلول برای این است و هیچ وحدتی با همدیگر ندارند. پس اینکه شما میگویید چون بین عالِم و معلوم اضافه است پس باید اتّحاد هم باشد صحیح نیست؛ چون بین ظرف و مظروف هم اضافه هست ولی اتّحادی نیست.

