جلسه ۵۴
توضیحات:
اشکالات بر اتحاد عاقل به معقول
جلسه ۵۴
14بطلان قول قائلین به کیف بودن علم
پس ما از اینجا استفاده میکنیم که اینکه بعضی قائل به این مسئله هستند که علم از مقولۀ کیف است، یک مطلب باطلی است. چون لازمۀ این حرف این است که از وقتی انسان به دنیا میآید تا وقتی که انسان میمیرد و از دنیا میرود هیچ چیزی بر او اضافه نشده باشد که این کلام بوعلی و امثالذلک است.1 یعنی نفس درست بهمانند دیواری است که همینطور روی آن نقّاشی کردهاند و پاک کردهاند، حالاکه دارد از دنیا میرود این نقّاشیها کجا هستند؟ باید بگویند که هیچ چیزی وجود ندارد! درحالتیکه انسان احساس میکند این انسان در هنگام مرگ غیر از آن انسان اوّلی است که به دنیا آمده بود. الآن من همان کودک هستم منتها با یک خصوصیّت بیشتر، با یک عالَم دیگر، با یک سعۀ بیشتر که الآن با آن هستم.
بنابراین هیچوقت عَرَض نمیتواند موضوع را مُبدَّل و متغیّر بکند بلکه عَرَض همیشه جنبۀ عروض دارد یعنی میآید و میرود. آن شیئی میتواند موضوع را عوض بکند که خودش از جنسِ موضوع باشد!
منظور از مقدمیّت مُدرکات برای نفس
تلمیذ: این مدرکات برای نفس جنبۀ مقدمیّت دارند و نیاز نیست که با نفس متّحد باشند!
استاد: صحبت در این است که جنبۀ مقدمیّت آنها به چه نحو است؛ بحث این مسئله گذشت و گفتیم که معنی ندارد یک شیئی قائم به نفس باشد و درعینحال زوال پیدا بکند. بحث ما دربارۀ آن صورت معلومۀ بالذّاتی است که نفس با او یکی میشود. این حرف مانند قول کسانی است که قائل بودند به اینکه ما در اینجا دو صورت داریم؛ صورتی داریم که قائم به نفس نیست و صورتی داریم که قائم به نفس است. و آن صورتی که قائم به نفس نیست از مقولۀ خودش است و آن صورتی که قائم به نفس است کیف است.2
ما باز نقل کلام در آنصورت میکنیم چون بالأخره آن معلوم بالذاّت ما که هیچ واسطهای بین او و بین نفس نیست باید از مقولۀ نفس باشد، بالأخره برگشت مسئله به آنجا است. حالا شما در این وسط صدتا صورت کنار هم بچینید هیچ به درد ما نمیخورد! چه شما بگویید که یک صورت در ذهن است و چه بگویید که صدتا صورت پشت سرهم است فرق نمیکند چون بالأخره آن صورتی که چسبیدۀ به نفس است، آن صورتی که نفس را تبدیل میکند مورد نظر ما است، که آن صورت باید از مقولۀ خود نفس باشد.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 138.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 128.

