جلسه ۵۴
توضیحات:
اشکالات بر اتحاد عاقل به معقول
جلسه ۵۴
9نفس بهترین مثال برای تشبیه عوالم ربوبی و اسماء و صفات به عالَم مادّه
همین مطلب بعینه در «ربط حادث به قدیم»، در «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء»، در بحث «اسماء و صفات» و «الهیّات بالمعنی الأخص» درمورد پروردگار میآید. و بهطورکلّی بنده چند بار گفتهام که اگر ما بخواهیم آن عوالِم ربوبی و عالَم اسماء و صفات را به یک مثال ظاهر در همین عالَم تشبیه بکنیم، نفس بهترین مثال برای این تشبیه میتواند باشد. گرچه بحث از بعضی جهات هنوز نقصان دارد ولی با صرف نظر از آن جهات، این تشبیه میتواند در اینجا بهترین تشبیه باشد. روی این حساب نفس ما یک نفسی است که در مرحلۀ علیّت تنازل میکند و خودش را در مرحلۀ معلولیّت قرار میدهد، نهاینکه معلول از او جدا است و نهاینکه معلول به او میچسبد و نهاینکه خودش را جدای از معلول میکند بلکه خود همین نفس است که تنازل میکند.
پس اگر الآن توجّه و عنایت نفس از نگهداشتن این کتاب قطع بشود شما میبینید که کتاب روی زمین افتاد، اگر یک لحظه عنایتِ نفس از اینکه الآن مواظب است بر اینکه این کتاب از جای خودش جابهجا نشود برداشته شود، یک دفعه شما میبینید که رها شدید و کتاب به یک طرف افتاد. پس نفس که این کار را انجام میدهد غیر از اینکه شاعر است به این که الآن دارد این کار را انجام میدهد، خودش است که دارد این کار انجام میدهد، یعنی نه تنها شاعر است بلکه خودش انجام میدهد!
مثالی برای مسئلۀ تنزّل نفس
من الآن میدانم که شما منبابمثال دارید به مطالب مرحوم حاجی که بنده بیان میکنم توجّه میکنید ولی آیا من علاوۀ بر اینکه شاعر هستم به اینکه شما دارید به مطالب حاجی توجّه میکنید، بر مُدرکات شما که در ذهن شما میگذرد هم شاعر هستم؟ نه، به آنها دیگر شاعر نیستم؛ شاید شما مطالب حاجی را به صورت اشتباه و جور دیگری برداشت کرده باشید، شاید شما غیر از آن چیزی که من دارم میگویم بیایید برداشت بکنید، شاید شما الآن بهتر از آنچه که من دارم میگویم در ذهن خودتان تصوّر بکنید. پس من به آن چیزی که الآن دارم میگویم و به اینکه شما دارید توجّه میکنید شاعر هستم یعنی این را میدانم اما به آن مسائلی که الآن در ذهن شما میگذرد دیگر شاعر نیستم چون لازمۀ این مسئله، علمِ به غیر است و علمِ به غیر در من تحقّق پیدا نکرده است. ولی این نفسِ من که الآن این مطالب را میگوید شاعر است به اینکه دارد این مسائل را میگوید و همینطور خود همین نفس من نه تنها شاعر به این مسئله است بلکه با این مطلب اتّحاد دارد، چون خودش را پایین آورده است و خودش است که دارد این حرف را میزند. یعنی از مرحلۀ شعور و حصول گذشته است، بلکه خودش است که دارد این مطالب را پیش میآورد.

