جلسه ۵۵
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۵
5یکی نبودن فضیلِ قبل از توبه با فضیلِ بعد از توبه
وقتی که فضیل توبه کرد دیگر آن شخص قبلی نبود و یک شخص دیگری شده بود، لذا میگویند که ملاک برای موقعیّت هر شخصی همان حالت فعلیّه او است که الآن در آن حالت فعلیّه چهجور آدمی است! پس اگر یک شخصی هزار جنایت و هزار بدی به انسان کرده است اما الآن که پیش آدم آمده است و آدم میداند که الآن با صداقت است دیگر معنی ندارد که آدم به گذشتهاش نگاه بکند و بگوید که تو با من فلان کار را کردی! چون او میگوید من که حالا آن آدم قبلی نیستم، آن کسی که با تو این کار را کرد تمام شد و رفت، من الآن دیگر آن نیستم!
فضیل خیلی از مال مردم برداشته بود، تاراج کرده بود و مال مردم را خورده بود. اینها خیلی خوش به حالشان است، همه کار میکنند و آخرش هم نانشان در روغن است! رفته بود پیش یک یهودی که مالش را برده بود تا از او رضایت بگیرد. یک کاروانی بوده که تجارت میکردند و این یهودی هم در آن بوده است و آدمهای پولداری بودند. فضیل از این هم خیلی برده بود، حالا به شام نزد این یهودی رفته بود تا حلالیّت بطلبد. یهودی گفت که من حلال نمیکنم! هرچه فضیل گفت یهودی قبول نکرد! یهودی گفت اگر کاری که میگویم را انجام بدهی حلالت میکنم؛ من زیر آنجا که نشستهای مقداری پول و طلا گذاشتهام، آنها را دربیاور و به من بده، تا من به این عنوان که مثلاً تو پولی به من دادی از تو قبول کنم حالا هر چند که مال خودم هم است! یعنی مثلاً اینطوری قبول کنم که تو مالم را به من دادهای! فضیل هم قبول کرد و دست کرد از زیر همانجا که نشسته بود همینطور طلا درآورد و به او داد و این هم طلاها را کنار گذاشت و گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ محمد رسول الله»، یهودی مسلمان شد! فضیل گفت: «چرا مسلمان شدی؟» گفت:

