جلسه ۵۶
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۶
10حالا این نور به این شبکیّه میخورد و اگر شبکیّه ما خراب باشد نمیتواند این نور را تجزیه و تحلیل بکند. بعضی افراد مثل تلویزیون سیاه و سفید هستند یعنی اصلاً رنگها را نمیفهمند چون یک ناراحتی چشم همین ناراحتی است که رنگها را فقط یا سیاه میبیند یا سفید، یعنی نمیتواند رنگها را تشخیص بدهد.
شبکیّه نوری که به او خورده است را تجزیه و تحلیل میکند؛ اینجای آن کم است، آنجایش زیاد است، یعنی بهحسب آن نوری که آمده است تجزیه و تحلیل میکند. ببینید در داخل چشم چه اوضاعی هست! داخل آنچه خبرها هست که اصلاً ما اطلاعی از آنها نداریم و فقط همینطور نگاه میکنیم و میگوییم بهبه! همینطور یک سیمای قشنگ را میبینیم ولی نمیدانیم که چه کارهایی در این داخل میشود تا شما به این شکل دارید میبینید. بعد خود شبکیّه آن را در آن عصب و نقطۀ زرد متمرکز میکند، که میگویند اگر آن نقطه خراب بشود چشم دیگر کار نمیکند. شبکیّه آن را متمرکز میکند در نقطۀ زرد و بعد بهواسطۀ عصبی که مُجوَّف است میرود در آن سلولهای مغز که مخصوص بینایی است.
حالا خود آن سلول مخصوص بینایی با شنوایی تفاوت دارد، این یک قِسم است و آن یک قسم دیگر است یعنی هر کدام بهحسب ادراک خودش است؛ در آن یکی موج است که میرود در آن سلول تأثیر پیدا میکند و در این یکی نور است که میرود در آن سلول تأثیر پیدا میکند، در آن یکی ذوق میرود در آن سلول تاثیر پیدا میکند، در آن یکی گرما و سرما میرود در آن سلول تأثیر پیدا میکند.
این مجموعۀ مغز که مرکّب است از یک سلولهای دقیق که دقّت و لطافت این سلولها از تمام اجزء بدن حتّی از خون بیشتر است، هر کدام از اینها بهواسطۀ رگهای عصبی غیرمتناهیه ـ از نظر مبالغه غیر متناهیه میگوییم و الاّ تناهی دارند ـ به آن آلت مخصوصه اتّصال دارند.

