جلسه ۵۶
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۶
7یکی اینکه خود آن شیء خارجی شیئی است و له صورةٌ؛ چون اگر یک صورتی نداشته باشد، ما هیچگاه به او انتقال پیدا نمیکنیم پس خود او هم باید یک صورت داشته باشد. و دلیل بر این مطلب این است که خود دو شیء خارجی هم با همدیگر تفاوت دارند و اگر تفاوت بالذّات نداشته باشند که من علم به این تفاوت پیدا نمیکنم. چرا من همۀ اشیاء را یکسان و یکجور نمیبینم؟ چون اشیاء با هم تفاوت دارند.
یک اشکال به افرادی که در بحث مُبصرات و کیف بحث میکنند که آیا رنگ، وجود خارجی دارد یا ندارد وارد میشود این است که اگر شما رنگ را صرفاً تابش نور به یک نحو واحده میدانید پس این اختلافات از کجا آمده است؟ یک نور با یک درجه و با یک میزان میتابد درحالتیکه شما در این زیر اختلاف میبینید، اگر با یک درجه و با یک میزان میتابد این اختلاف از کجا آمده است؟ ما باید اختلاف را در آن مادّهای که قابلیّت جذب نور را دارد و بعد نور را منعکس میکند بیابیم. آن مادّه یک مادّهای است که نور را جذب میکند ـ چون اصلاً رنگ به نور مربوط است ـ آن مادّه نور را برحسب آن استعدادی که در موادّ آن مادّه موجود است میگیرد و بعد نور را منعکس میکند. از انعکاس نوری که به آن مادّه خورده است و بعد منعکس شده است اختلاف الوان پیش میآید. بالأخره مسئله هرچه است، در این زیر یک چیزی هست که باعث شده است تا شما اینجا را سفید ببینید، آنجا را قرمز ببینید، سبز ببینید، سیاه ببینید و آبی ببینید. آن شیئی که در خارج است خودش یک هویّت برای خودش دارد حالا چه من به آن اطلاع پیدا بکنم یا اطلاع پیدا نکنم، بههرحال آن شیء هویّت خودش را از دست نداده است و زنده است.
منبابمثال الآن چراغ در این اطاق خاموش است و به من هم میگویند که در این اطاق یک حیوان است، در اینجا علم و جهل من نسبت به وجودِ این حیوان دَخلی در تحقّق آن حیوان ندارد. وقتی به من میگویند که حیوانی در این اطاق هست، من با خودم فکر میکنم که چه حیوانی در این اطاق است؛ عقرب است؟ مار است؟ سوسک است؟ پشه است؟ بعد وقتی چراغ را روشن میکنم میبینم که مثلاً سوسک است که در این اطاق دارد راه میرود. در اینجا آن سوسک برای خودش شکل، قواره، هیکل، رنگ، خصوصیّت، مشاعِر و حرکت دارد. یعنی تمام این خصوصیّات با آن شیء خارجی هستند و علم و جهل من دَخلی در تحقّق این خصوصیّات ندارد. این مرحلۀ اول میشود که عبارت است از تحقّق یک هویّت و یک شکل ـ حالا ما به شکل نگاه میکنیم ـ و یک صورت در خود آن شیء خارجی که مختصّ به خود او است و به ما هم کاری ندارد.

