جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
4توضیح بغیره بودن صُوَر در بحث اتّحاد عاقل و معقول
تمام این صُوَر وجود فینفسه دارند منتها وجود فینفسه و بغیره؛ یعنی با اینکه وجود این صُوَر فینفسه است و استقرار دارند، و سوای بدن و نفس برای خودشان حسابی دارند ولی اگر این آلاتِ بدن نبودند این وجود فی نفسه تحقّق پیدا نمیکرد. درحالتیکه صورت در نفس جدای از آلات بدن است اما نفس بهواسطۀ بهکارگیری آلات این کار را انجام میدهد، یعنی این آلات علّت مُعِدّۀ برای آن صُوَر شدهاند.
اینکه میگویم عِلَل مُعِدّه برای صُوَر شدهاند بهخاطر مطلبی است که در بعضی از حواشی دیدم، ظاهراً حاشیه مرحوم آشتیانی است، ایشان مطلبی در صُوَر معقوله دارند که ممکن است یک قدری قابل تأمّل باشد. و من برای این جهت خواستم بین صُوَری که جنبۀ مادّی دارند و بین صُوَر مجرّده فرق بگذارم.
بنابراین ما میبینیم که این صورتی که در چشم میآید یک وجود فینفسه دارد که قابل شک نیست چون نور است و نور هم در خارج وجود دارد و به بنده ربطی ندارد. منتها تمام این مسائل که این نور به چشم میآید و عصب آن را منتقل میکند بهخاطر این است که نفس این چشم و این عصب را بهکار گرفته است. و الاّ اگر منبابمثال این نور در چشم یک آدم مرده برود، در همان مردمک میماند و اصلاً یک پرده هم آن طرفتر نمیرفت، در همانجا میماند و هیچ چیزی هم نقش نمیبست. مثلاینکه شما روی دیوار یک نقشی کشیدهاید در اینصورت به آن طرف دیوار نفوذ نمیکند و این نقش شما فقط روی دیوار است.
مثالی برای علّت مُعِدّه بودن آلات بدن برای تحقّق صُوَر
این حالت مثل این است که یک آشپزی موادّ غذایی را داخل دیگ بریزد و آتش را هم روشن بکند و بعد غذا شروع به پختن بکند. در اینجا آتش یک امر خارجی است و به آشپز ربطی ندارد، موادّی که داخل دیگ هستند، دیگ و کبریت هم یک امر خارجی هستند و به آشپز ربطی ندارند! این آشپز تنها کاری که کرده است این است که بین اینها تلفیق ایجاد کرده است؛ نخود را از اینجا برداشته است، لوبیا را از آنجا برداشته است و بعد همه را داخل دیگ ریخته است و روی اجاق گاز و چراغ گذاشته است. آتش که ربطی به آشپز ندارد، آشپز فقط آتش را روشن کرده است و این مواد را تلفیق کرده است.

