جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
5آشپز علّت مُعِدّه است، عِلَل مُعِدّه به این میگویند که اگر آشپز نبود این غذا هم پخته نمیشد، نهاینکه وجود غذا هم منوط به خلق و انشاء این شخص طابخ است، این شخص طابخ یک علّت مُعِدّۀ برای این قضیّه است. پس باید آتشی باشد و موادّی باشد و این مواد با شرایط خاص روی آتش باشند تا این غذا طبخ بشود. این شرایط را طابخ باید بهوجود بیاورد اما آیا طابخ خودش این غذا را ایجاد کرده است یعنی آیا آشپز فوت کرده است و غذا ایجاد شده است مثل حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام که فوت میکرد و گنجشک درست میشد و پرواز میکرد و به هوا میرفت؟ آیا آشپز فوت کرده است و یک غذای بوقلمونی آماده شدهاست؟! آشپز برای تهیّۀ یکهمچنین غذایی که فوت نکرده است، بوقلمون زبان بسته دارد برای خودش میچرد، یک بیانصافی این را میگیرد و سرش را میبرد و چهکار میکند تا غذا آماده میشود. اینها همه عِلَل مُعِدّه هستند، عِلَل مُعِدّه هیچ نقشی در تکوین آن شیء ندارند مگر یک نقش خیلی جزئی! نقش جزئی یعنی سرهم کننده است، نهاینکه فاعل حقیقی است.
پس آلات بدن برای تحقّق و کینونیّت این صُوَر، عِلَل مُعِدّه هستند، یعنی خود این صُوَر وجود فینفسه دارند و وجود فینفسه اینها بغیره است منتها از جهت فاعلی بغیره نیست بلکه از جهت عِلَل مُعِدّه بغیره است. یعنی غیر باعث شده است که این صورت تحقّق پیدا بکند. اما بین این صورت و بین آن غیر فرق است؛ این صورت است و آن عصب، این صورت است و آن انسان، این صورت است و آن مغز، این صورت است و آن ادوات و آلات، یعنی هر کدام برای خودشان جدا هستند. این مسائل مربوط به صورت مادّی است. پس تمام این صورتهایی را که شما در اینجا تا این مرحله دارید میبینید صورتهای فینفسه هستند منتها بغیره. یعنی این صُوَر خودشان فینفسه و لذاته هستند یعنی برای خودشان هستند نه لغیره، منتها از نقطهنظر عِلَل مُعِدّی وابستگی به آن عِلَل مُعِدّه دارند.

