جلسه ۵۷
توضیحات:
اتحاد عاقل به معقول (4)
جلسه ۵۷
7حالاکه همه چیز قلاّبی شده است، شخصی دست میزد به ریشش و میگفت به امام حسین پشم است؛ داشت پتو را میفروخت، پتو قلاّبی بود منتها به ریشش دست میکشید بهخاطر اینکه دروغ نشود میگفت که به سیدالشّهداء پشم است. یک شخصی هم شاگردی داشت اسمش عبدالله بود و این عبدالله یک عبا داشت، وقتی قسم میخورد میگفت به عباعبدالله تا قسمش دروغ نباشد. اینها را کلاه شرعی بازاری میگویند، بعضی از بازاریها اینطوری هستند، حواستان باشد! میگویند که داخل بازار رفتن کراهت دارد.1 واقعاً خود آدم هم وقتی داخل بازار میرود احساس میکند که حالتش حالت مادّی میشود. داخل خیابان اینطور نیست چون در خیابان مردم میروند و میآیند یعنی برای کارهای مختلفی پخش هستند. یعنی کینونیّت، هویّت، تحقّق و وضع خیابان وضعِ کسب نیست؛ ماشین میآید و میرود، خر و گاو رد میشوند ولی بازار وُضِعَ لِلکَسب، اصلاً وضعش وضعِ کسب است، در بازار ماشین که مسافرکشی نمیکند، اصلاً بازار یعنی درآوردن، یعنی پول؛ لذا کراهت آن هم بهخاطر این جهت است.
پس خود عدد جنبۀ تجرد دارد و جنبۀ مادّی ندارد. آیا این صورت ذهنی شما که در ذهنتان «دو دو تا چهارتا» را میآورید جنبۀ تجرد دارد یا جنبۀ مادّی؟ جواب من را باید فوری بدهید؛ اگر جنبۀ مادّی دارد، میگوییم که این مادّه از کجا آمد؟ آیا از این فرش آمده است؟! درحالیکه من اصلاً تصوّر فرش نکردهام تا بخواهد از فرش بیاید. آیا از عرش آمده است؟ من که عرش را تصوّر نکردم، نه تنها تصور نکردم بلکه دستم هم به آن نمیرسد. پس معلوم میشود این «دو دو تا چهارتا» یک صورت ذهنیّۀ مجرّد از مادّه است که وعاءِ آن، ذهن است.
عدم تنافی انتزاعی بودن اعداد با لزوم تجرد صُوَر در نفس
تلمیذ: صورت ذهنیّه، انتزاع ما از خارج است یعنی هر عددی یک مابهالانتزاعی در خارج دارد پس جنبۀ تجرد از مادّه ندارد!
استاد: اگر شما آن را انتزاع هم بکنید باز میگوییم که چه چیزی از این در داخل ذهن ما آمده است؟ درحالیکه انتزاعی هم نیست چون عدد فیحدّ نفسه، بهعنوان شیء مبهم خودش یک وجود ذهنیّه دارد حتّی اگر شما هیچ چیزی در ذهنتان نیاورید. وقتی من میگویم که «سه ضربدر چهار» یا وقتی میگویم «شش»، بدون اینکه کلاغ، گربه، گوسفند، فرش یا انسان در نظرم بیاید یک چیزی از خود عدد در ذهن من میآید یعنی من صرفِ خود عدد را در نظر میگیرم.
- . نهج البلاغه ص 397؛ الوافی، ج 17، ص 448.

