جلسه ۵۸
توضیحات:
مسلک تضایف
جلسه ۵۸
14معنای«مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه»
تلمیذ: طبق این بیان توجّه به نفس، توجّه به مراتب نفس است؟
استاد: بله، توجّه به نفس هم توجّه به مراتب نفس است نه به خود نفس! حالاکه میگوییم به خودش نیست خیال نکنید که نفس هیچ چیزی ندارد، نفس اینقدر مراتب دارد که شما هرچه به آن قوا و مظاهرش توجّه کنید باز جا دارد. این رشته همینطور سر دراز دارد تا میرسد به آنجایی که دیگر هیچ چیزی نیست، تازه شما آنجا به نفس رسیدهاید. یعنی وقتی که هیچ چیز نفهمیدید تازه آنجا به نفس رسیدهاید، و الاّ هر چیزی را که در سیر خودتان تماشا کنید باز نفس است؛ هرچه از عوالم ببینید این طرف، آن طرف، ملائکه، فرشتهها، جبروت و ملکوت، هرچه شما در اینجا ببینید باز ظهورات نفس و مرتبۀ ادنی است. لذا میفرمایند: «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه»؛1 رب که قابل معرفت نیست. موقعی شما رب را میشناسید که فنای در نفس خودتان پیدا بکنید، وقتی فانی در آن مقامِ اعلاء شدید آنموقع فانی در وجود منبسط شدید. این یک مسئلۀ درست و قاعدۀ عقلی است! و الاّ در هر مرتبهای که شما مشاهده و ادراکی داشته باشید، بدانید هنوز معرفت رب برای شما حاصل نشده است. در جایی معرفت پیدا میشود که دیگر مشاهدهای در کار نباشد. تازه میشود جهل، یعنی بعد این همه دیدنها هیچ چیز به هیچ چیزی نیست! البتّه جهل که نیست، یعنی اطلاقِ جهل در اینجا اشتباه است.
بالأخره باید اعتراف کرد که «و ما اُوتینا مِن العِلمِ الّا بالله»! تمام این بدبختیها بهخاطر این است که نمیخواهیم اعتراف بکنیم، اعتراف به عجز بکن دیگر راحت هستی و کسی کاری به تو ندارد. میگوید که چه کسی گفته که من نمیفهمم؟! این یکی میگوید که تو نمی فهمی! آن یکی میگوید که غلط کردی، من نمیفهمم، خودت نمیفهمی! حالا این یکی میگوید و آن هم یکی میگوید، دیگر بیا و درستش کن!
- . نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 293، تعلیقه:
مجلسی در بحار الأنوار طبع کمپانی، ج 1، ص 57 و 58 این روایت را از غوالی اللآلی و از روضة الواعظین روایت کرده است. و در مصباح الشّریعة با تحقیق و مقدّمه عالم بزرگوار حاج شیخ حسن مصطفوی طبع سنه 1379 هجری قمری، باب 62، ص 41 آمده است: قال علیّ علیه السّلام: «اطلبوا العلمَ و لو بالصّین»؛ و هو عِلمُ معرفةِ النّفس و فیه معرفةُ الرّبّ عزّوجلّ. و عبارت پس از آن این است: قال النّبیّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: «مَن عَرَفَ نفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ». و عین این دو روایت را ملاّ محسن فیض کاشانی در کتاب المحجّة البیضاء ج 1، ص 68 از مصباح الشّریعة نقل نموده است.
حضرت استادنا الأکرم آیةالله علیالإطلاق علامه طباطبائی قدّس الله نفسَه در کتاب المیزان، ج 6، ص 182 در بحث روایی درباره علم معرفة النّفس و اهمّیت آن از غرر و درر آمدی از امیرالمؤمنین علیه السّلام بیست و دو روایت بیان میکنند.
- . نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 293، تعلیقه:

