جلسه ۵۹
توضیحات:
نظریۀ مختار در باب وجود ذهنی
جلسه ۵۹
12ناشناخته بودن جنس و فصل واقعی اشیاء برای ما منظور از عدم قدرت بر ادراک جوهر اشیاء
تلمیذ: جناب بوعلی میفرمایند که ما نمیتوانیم جوهر اشیاء را ادراک بکنیم بلکه عوارض آنها را ادراک میکنیم، پس چطور شما میفرمایید که اگر جوهر در نفس بیاید نفس با آن معیّت پیدا میکند بلکه نفس خود آن است؟
استاد: از یک طرف ما همین مسئله که انسان جواهر را نمیتواند ادراک بکند را دربارۀ عوارض میگوییم؛ یعنی همانطور که شما این مسئله را دربارۀ جواهر گفتید ما میگوییم که انسان عوارض را هم نمیتواند ادراک بکند، چه دلیلی دارید که انسان عوارض را ادراک میکند ولی جوهر را ادراک نمیکند؟! و از طرف دیگر اگر شما میگویید که اینها کیف هستند میگوییم که بالأخره این کیف بر یک موضوعی بار شده است یا نشده است؟ میگوییم ما آن موضوع را ادراک میکنیم.
شاید منظور ایشان این است که ما واقعاً نمیتوانیم جنس و فصل اشیاء را ادراک بکنیم، بله، این درست است و این همان مسئلهای است که من قبلاً خدمتتان عرض کردم که آیا ما به واقعِ اشیاء اطلاع و آگاهی داریم یا اینکه اطلاع نداریم؟ بعضی مثل پوچگرایان با دوبار به بنبست رسیدن در مسائل، قائل هستند به اینکه ما بههیچنحوی آگاهی به اشیاء نداریم. درصورتیکه این مطلب غلط است، بهخاطر اینکه ما بالوجدان احساس میکنیم که یک مسائل یقینی برای ما وجود دارد، حدّاقل وجود خودمان را که احساس میکنیم. حالا بعد از ادراک وجود خودمان، جلو میآییم و میبینیم که دور و بر خودمان را هم احساس میکنیم که بالأخره دور و بری هم داریم، این هم که یقینی است. بعد میبینیم که حسن، حسین، تقی و نقی را هم احساس میکنیم که بالأخره اینها یک وجودی دارند هر چند که به اصلُ الوجود آنها هم نرسیم. بالأخره همینکه من الآن میبینم که شما اینجا نشستهاید و آقای فلانی هم در آنطرف نشستهاند میگویم که شما دو نفر هستید. آیا باید بگویم که این هم غلط و پوچ است؟! این را که نمیتوانم بگویم. بالأخره ما با همین جلو آمدن در این مسائل به یک مسائل یقینی میرسیم.

