جلسه ۵۹
توضیحات:
نظریۀ مختار در باب وجود ذهنی
جلسه ۵۹
14مثلاً به شما میگویند که چشمتان را ببندید و دهانتان را باز کنید؛ شما چشمتان را میبندید و دهانتان را باز میکنید، بعد یک مایع در دهان شما میریزند و شما میخوردید و میگویید که بهبه! شیرین است، درحالیکه نه رنگ آن را میدانید و نه میدانید که چه چیزی داخل آن ریختهاند که شیرین شده است. ولی وقتی چشمتان را باز کردید و دیدید که این مایع بیرنگ است، میگویید که این، آب است. بعد نگاه میکنید و میبینید که روی آن هم اینهمه شیره ریخته شده است پس میگویید معلوم است که آب با شیره مخلوط شده است. اما وقتی چشمتان را بسته بودید، همینقدر فهمیدید که شیرین است، همینقدر فهمیدید که ترش و تلخ نیست. این مقدار را فهمیدید اما دیگر به ماهیّتش که پی نبردید.
مثلاً میدانیم که این شتر، دراز است، کوهان دارد، صدایش با صدای گوسفند فرق میکند و حرکتش با حرکت گوسفند فرق میکند. و اینها همه ناشی میشود از اینکه این شتر یک نفسانیّتی دارد که این گوسفند ندارد، ما این را قبول داریم، این تازه علم اجمالی میشود و ما تازه سر حرف اول خودمان آمدیم، ولی آیا شما در اینجا به علم تفصیلی هم رسیدهاید که بالأخره این نفس شتر چه چیزی است بهنحوی که من آن را جلوی خودم بگذارم و آن را قشنگ ببینم و ادراک بکنم.
لذا اگر منظور بوعلی از اینکه ما به جواهر اشیاء نمیرسیم این است که ما واقعاً به خصوصیّات این جواهر نمیرسیم، این همان حرف همه است که ما واقعاً به جنس و فصل اشیاء آنطورکه باید و شاید نمیرسیم و ادراک ما از جنس و فصل اشیاء یک ادراک اجمالی و متعارف است، یعنی ادراکی است از این باب که چاره نداریم، نه ادراکی که باید این باشد. اگر مسئله این است که درست است. البتّه این قضیّه جنبۀ عمومی ندارد بلکه جنبۀ غالبی دارد و ما در خیلی از موارد در ادراکِ اشیاء به واقع و حقیقت آنها میرسیم.

