جلسه ۵۹
توضیحات:
نظریۀ مختار در باب وجود ذهنی
جلسه ۵۹
5نحوۀ انطباع صُوَر مجرّد در ذهن
پس ما از یک طرف در این صُوَر ذهنیّه اختلاف میبینیم درحالیکه خود اصلُ الوجود یعنی خود آن وجودِ منبسط اختلافی ندارد، پس از یک طرف اینها اصلُ الوجود نیستند. از طرف دیگر ما طبقِ ادلّه، این صُوَر را زائیدۀ ذهن میدانیم؛ بهخاطر اینکه این صُوَر مجرّد هستند و از خارج نمیتوانند داخل ذهن بشوند، طبق آن بیانی که عرض کردیم که هر چیزی که در خارج هست از باب مادّه است، و مادّه نمیتواند با مجرّد سنخیّت داشته باشد و مجرّد نمیتواند ظرف برای مادّه واقع بشود پس این صُوَر، مجرّد هستند. صُوَر مجرّد باید خالق و مُنشِئی داشته باشند حالا آن مُنشِئ یا نفس است یا هر چیز دیگری که ما الآن در آن مقوله بحث نداریم و از این جهت اشکال پیش نمیآید، یعنی شما چه بگویید که مُنشِئ، نفس است یا امر مجرّد دیگری مانند عقل فعّال است میگوییم ما مسئلهای در اینجا نداریم. ولی صحبت در این است که صورتی که در ذهن میآید صورتِ مجرّد است، و وقتی که مجرّد شد آنوقت صحبت در اینجا پیدا میشود که نحوۀ انطباعِ1 آن بر ذهن چگونه است؟
توضیح کیف نبودن صُوَر ذهنیّه
اگر شما بگویید که کیف است، میگوییم که کیف خصوصیّاتی دارد و کیف را تعریف کردهاند به اینکه کیف، عَرَضی است که بر موضوع، عارض میشود و زائل میشود. مثلاً این رنگ قرمز الآن روی این قالی است و بعد این رنگ میرود و بهجای آن سیاهی میآید یعنی دیگر قرمزی وجود ندارد، درحالتیکه آن صورت همیشه در ذهن ما هست و جایی نرفته است، این چه کیفی است که همیشه در ذهن ما هست! اگر شما بگویید که کیفِ آن، کیف ذهنی است میگوییم که کیف ذهنی باشد ولی بالأخره از کیف بودن که دست برنمیدارد، کیف ذهنی که تبدیل به کم نمیشود، کمّ ذهنی که تبدیل به کیف نمیشود. هر کدام از اینها برای خودشان ماهیّتی دارند؛ یعنی هر کدام از کیف، کم، انفعال، فعل، متی، وَضع و مکان برای خودشان یک حدودی دارند که از آن حدود نمیتوانند تجاوز بکنند ولو اینکه نفسانی باشند. اگر اینطور است که شما میگویید پس شما به همه چیز کیف بگویید، اینکه دلیل نمیشود!
- . لغتنامه دهخدا:
انطباع: نقش شدن چیزی بر چیزی، نقش پذیرفتن از مهر و جز آن، نقش پذیرفتن.
- . لغتنامه دهخدا:

