جلسه ۶۱
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۱
11مثل کلّیّت و عموم؛ کلّیّت یک امری است که ساختۀ ذهن ما است، شما در خارج یک کلّی یعنی عمومی بودن نمیتوانید به ما نشان بدهید، منظورمان از کلّی در اینجا حیوان نیست که عمومی است؛ یک وقتی من میگویم حیوان، کلّی است، یعنی حیوان یک امر کلّی است که تمام انسانها و جنبندگان را شامل میشود، و فرد خارجی آن حیوان، حسن و بقر است که به آن کاری نداریم. پس خود حیوان، معقول اوّلی فلسفی ما میشود، چون یک امر جوهری است. حالا ما به این حیوان یک وصف کلّی میدهیم و میگوییم که حیوان، کلّی است و جزئی نیست؛ یعنی خیال نکن که حیوان جزئی است، نه، حیوان کلّی است، یعنی این حیوان تمام خلائق از انس، جن، پرنده، چرنده، خزنده، دو پا و امثالذلک را شامل میشود. ما الآن در اینجا میگوییم که حیوان، کلّی است؛ حیوان، موضوع ما و کلّی هم محمول ما است، که ما این محمول را بر این موضوع حمل میکنیم. حالا سؤال میکنیم که شما چطور این محمول یعنی کلّی بودن بدون موضوع، کلّی بودن مطلق را تصوّر کردید؟ الآن هم این کلّی ساختۀ ذهن ما است، و هم آن چیزی را که ما میخواهیم این کلّی را به آن حمل بکنیم باید در ذهن باشد، یعنی هم ظرف عروضش ذهن است و هم ظرف اتّصافش؛ چون ما میخواهیم موضوع را متّصف به این محمول بکنیم.
ظرف عروض و اتّصافِ معقول ثانی منطقی ذهن است
در أب، ظرفِ عروض ذهن بود ولی ظرف اتّصافش در خارج است، در مسئلۀ تساوی هم ظرفِ عروضش ذهن است یعنی ذهن آن را درست کرده است، و هم ظرف اتّصافش ذهن است یعنی ظرفِ حملش ذهن است. پس در معقول ثانی منطقی آن موضوعی که شما میخواهید این کلّی را بر آن بار بکنید هم باید ساختۀ ذهن باشد؛ یعنی ذهن در اول آمده است یک کلّی، یک طبیعت در خودش درست کرده است، حالاکه آن را درست کرد، یک کلّی دیگر هم درست کرده است و بعد این کلّی را روی آن کلّی دیگرحمل کرده است. یعنی ذهن در اینجا دو کلّی ساخته است، منتها این دو کلّی بالتّبع هستند؛ کلّی اول کلّی طبیعی، و کلّی دوم کلّی منطقی است. یعنی ذهن این کلّی منطقی را به آن کلّی طبیعی حمل کرده است و آن را متّصف به این کرده است، این میشود معقول ثانی منطقی.

