جلسه ۶۲
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۲
12(یا اینکه خُلف لازم میآید؛ چون بدیهی است که مفهوم شیئیّت، عامّ است و بر تمام موجودات حمل میشود و تمام آنها را شامل میشود، حالا اگر عروض این شیئیّت عامّه بر اشیاء خاصّه را در خارج بدانیم، لازم میآید که دیگر اعم نباشد؛ بهخاطراینکه معروض، مقدّم بر عارض است، یعنی معروض باید اول در خارج موجود باشد بدون شیئیّت و بعد این عنوان شیئیّت در خارج بر آن، عارض بشود. پس معروض قبل از عروض شیئیّت بهتنهایی یعنی بدون شیئیّت وجود داشته است، درحالیکه گفتیم مفهوم شیئیّت تمام موجودات را شامل میشود، پس این خلف است.
بیان لزوم خلف و تسلسل در مثال امکان
و همچنین مسئله در امکان هم همینطور است، یعنی اگر عروضِ امکان برای ماهیّت در خارج باشد، محذورات و اشکالاتی را لازم دارد؛ یعنی یا تسلسل لازم میآید و یا خلف و یا خلوّ شیء از موادّ ثلاث. اما تسلسل به این است که آیا خود این امکان که الآن عارض شده است هم یک تقرّر و ذاتی دارد یا ندارد؟ اگر دارد ممکن است یا واجب؟ که دیگر تسلسل لازم میآید. خُلف هم به این است که ماهیّات در اینجا به مقتضای وجوبِ تقدّم معروض بر عارض باید قبل از عروض امکان بر آنها موجود باشند که در اینصورت لازم میآید که این ممکن دیگر ممکن نباشد که خلاف فرض است. یعنی ما باید قائل به وجوب و ضرورت برای آن ذات بشویم که این خلاف فرض است. و اگر هم بگوییم که امکان یک وصفی است که در اینجا عارض میشود منتها خودش قبلاً هیچ مابإزائی نداشته است تا بهخاطر آن حمل بشود هم صحیح نیست، چون لازمهاش این است که خود آن ذات از موادّ ثلاث خالی باشد، یعنی خود آن ذات را درنظر میگیریم، منحاز از امکان، وجوب و امتناع؛ که این هم محال است.)
متن مرحوم حاجی در تعریف دیگر برای معقول ثانی منطقی و فلسفی

