جلسه ۶۲
توضیحات:
8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه
جلسه ۶۲
8استاد: امکان از لوازم ذاتیّه آن است، یعنی شما وقتی که به زید نگاه میکنید میبینید که زید یک لوازمی دارد؛ یکی از آنها معلولیّت او است، یکی از آنها تحیّز او است، یکی از آنها وجودش در زمان است، کمّ و کیف و اعراض از لوازم زید هستند، یکی از آنها هم جنبۀ امکان زید است. یعنی امکان یک وصفی است که شما از زید با درنظر گرفتن جوانب او انتزاع کردهاید. عرض کردم که زید دیروز نبوده است و امروز بود شده است، دیروز نبوده است پس معلوم است که علّتش نبوده است، پس معلوم میشود که حادث است، پس معلوم میشود که ممکن است. همۀ اینها را ذهن از یک شیء خارجی برداشت میکند، یعنی اول یک چیزی را در خارج میبیند بعد آن چیزی را که در خارج دیده است قیاس میکند؛ یعنی این را با آن میسنجد، آن را با این میسنجد، مثلاً میگوید که این قبلاً نبوده است و الآن هست پس حادث است. حالاکه حادث است نمیشود واجب باشد، چون واجب آن چیزی است که ازلی باشد. حالاکه هست پس نمیشود که ممتنع باشد، چون ممتنع آن چیزی است که معدوم باشد، ولی ما میبینیم این زید در خارج وجود دارد. پس فقط قِسم ثالث باقی میماند که امکان است.
عدم انتزاعِ امکان از ماهیّت و انتزاع آن از ماهیّت بهلحاظ وجود
پس ما از حاقّ زید این امکان را درآوردهایم، نه از ماهیّت زید تا شما اشکال بکنید که ماهیّت زید، انسانیّت و حیوانیّت و امثالذلک است، و یکی از آنها هم امکان است. یعنی امکان یک وصف ذاتی نیست که از خود ذات بیرون بیاید، بلکه وصف وجودِ آن است؛ لذا به خود ماهیّتِ تنها امکان بار نمیشود، بلکه امکان از ماهیّت بهلحاظِ وجود انتزاع میشود.
ماهیّت زید، انسانیّت و ناطقیّت و حیوانیّت است ولی امکان اصلاً در آن نیست، آیا از حیوانیّت، امکان بیرون میآید؟! مثلاینکه شما بخواهید از کاغذ آهن دربیاورید؛ آیا در معنای کاغذ، آهن است؟! آیا در معنای آهن، چوب است؟! آیا در معنای چوب، شیشه است؟! اینها هیچ ربطی به همدیگر ندارند، چون هر ماهیّتی برای خودش یک مفهوم و خصوصیّاتی دارد که به دیگری کاری ندارد. امکان هم همینطور است یعنی هیچ ربطی به اینها ندارد؛ همانطور که در مفهوم آهن و حدید هیچکدام از امکان، وجوب و امتناع نخوابیده است.

