اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

جلسه ۶۲

توضیحات:

8ـ غرر فی تعریف المعقول الثانی و بیان اصطلاحین فیه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۲

9
  • این آهن وقتی هم که می‌خواهد وجود پیدا بکند یعنی آهنِ موجود بشود، باز هنوز امکان و وجوب از آن انتزاع نمی‌شود، وقتی اینها از آن انتزاع می‌شوند که ما این را لحاظ بکنیم که این آهن موجود نبوده است و الآن بود شده است، تازه می‌فهمیم که این چیزی که نبوده است و الآن بود شده است حادث است، و حادث هم که نمی‌شود وجوب داشته باشد، پس باید ممکن باشد. ما این امکان را از خود وجود درمی‌آوریم و آن‌وقت به خود ماهیّت حمل می‌کنیم و می‌گوییم که این ماهیّت انسان، ممکن‌الوجود است، درحالتی‌که هیچ‌وقت نمی‌توانیم از خود ماهیّت، امکان را انتزاع بکنیم. اینکه ما بخواهیم امکان را از ماهیّت انتزاع بکنیم مثل این است که شما بخواهید از یک ماهیّت، ماهیّت دیگری را انتزاع بکنید که محال است. پس وقتی که ماهیّتِ به‌لحاظ وجود آمد، این مسائل هم یکی‌یکی به‌دنبال آن می‌آیند.

  • لذا اگر شما ماهیّت پروردگار را هم به‌لحاظِ وجود مقایسه بکنید، باز نمی‌توانید که امکان و وجوب را از آن دربیاورید. اما اگر گفتید که ماهیّت پروردگار نمی‌شود معدوم باشد پس باید موجود باشد، و حالاکه وجود دارد و طبق ادلّه، مسبوق به عدم نبوده است پس واجب است. یعنی ما اول، قدیم را بر ذات پروردگار به‌لحاظ وجود حمل می‌کنیم و بعد از درون قدیم یک وجوب بیرون می‌کشیم، اما ابتدائاً در ذات پروردگار، وجوب، امتناع و امکانی نخوابیده است، اینها از اوصافِ وجود به‌لحاظ حدوث و قِدَم هستند، درحالتی‌که مقام ذات بالاتر از این حرف‌ها است. در ذاتِ زید نه قِدَم خوابیده است و نه حدوث، اما همین‌که زید بخواهد وجود پیدا بکند آن‌وقت تمام این مسائل یکی‌یکی پیدا می‌شوند.

  • وارد نبودن اشکال عدم اختصاص قضایای حقیقیّه به معقولات ثانیه فلسفی

  • بنابراین اگر این معقول ثانی بخواهد محمول برای شیئی واقع بشود که مصداق آن معقول ثانی در خارج است، در اینجا از این، قضایای حقیقیّه درست می‌شود. در اینجا به مرحوم حاجی اشکال شده است به اینکه قضایای حقیقیّه فقط اختصاص به معقولات ثانیه فلسفی ندارند، بلکه از معقولات اولیّه هم قضایای حقیقیّه درست می‌شود؛ من‌باب‌مثال «کلّ انسانٍ ضاحِکٌ»، «کلّ انسانٍ مُتعجّبٌ»، «کلّ مَن فی البَلَدِ کاتبٌ» و «کلّ مَن فی البَلَدِ انسانٌ». تمام این قضایا، قضایای حقیقیّه هستند درصورتی‌که هیچ‌کدام معقولات ثانیه فلسفی نیستند، بلکه تمام اینها از معقولات اولیّه هستند.

/ 613