اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

10ـ غرر فی أحکام سلبیة للوجود

جلسه ۶۴

توضیحات:

10ـ غرر فی أحکام سلبیة للوجود

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۴

8
  • پس موقعی که شما ذات وجود را اعتبار می‌کنید، می‌بینید که نه جوهر است و نه عَرَض، بلکه به تبعیت ماهیّات جوهریّه و عَرَضیّه شما به وجود هم می‌توانید بگویید که جوهر و یا عَرَض شده است. پس وجودِ خاص، جوهر است بعینِ جوهریّتِ ماهیّت، نه به یک جوهریّت دیگر، (یعنی شما به‌خاطر جوهریّتِ همان ماهیّتی که وجود، آن را موجود کرده است، می‌توانید این اتّصاف را روی وجود هم ببرید و بگویید که «الوجودُ جوهرٌ»)، و وجودِ خاص، عَرَض است بعینِ عَرَضیّت همان ماهیّتی که به‌واسطۀ وجود تحقّق پیدا کرده است نه به یک عَرَضیّت دیگر، (یعنی اینکه شما می‌گویید که وجود، عَرَض است مثلاً می‌گویید: وجودِ کمّی، وجود کیفی، وجود مکانی، وجود زمانی؛ این عَرَضیّتِ وجود، بعینِ عرضیّت ماهیّت است، نه به عَرَضیّت دیگر، یعنی عَرَضیّت این وجود به یک عرضیّت دیگری نیست، به‌این‌صورت که ذات این وجود، عرضیّتی سوای این عرضیّتی که به‌واسطۀ خود وجود قوام پیدا کرده است، داشته باشد.)

  • بلکه به وجوداتِ خاصّه، احکام دیگری که برای ماهیّات است ملحق می‌شود، ولکن بالعَرَض، مانند زوجیّت، عدد و امثال‌ذلک که خود مرحوم حاجی هم در همین حاشیه دارند.»

  • متن مرحوم حاجی در ضدّ و مماثل نداشتن وجود

  • وَ مِنها أنّه لا شی‌ءَ ضِدُّهُ؛ لأنّ الضِّدَّینِ أمرانِ وجودیّانِ یَتَعاقِبانِ علی موضوعٍ واحِدٍ و بَینَهُما غایةُ الخلافِ و یَکونانِ داخِلَینِ تحتَ جنسٍ قَریبٍ. و الوجودُ لیس وجودیٍّا بل نَفسُ الوجودِ، و لا موضوعَ و لا جنسَ لَهُ و لا غایةَ البُعدِ و الخلافِ مَعَ شی‌ءٍ. و لذا تخلیةُ المَهیّةِ عَنهُ تَحلیَتُها بِهِ.

  • وَ لا مٰا ماثَلَهُ؛ لأنّ المِثلَینِ هُما المُتشارِکانِ فی المَهیّةِ و لوازمِها، و الوجودُ لا مَهیّةَ لَهُ نوعیّةً أو غَیرَها، بل لا ثانیَ لَهُ فَضلًا عن الضِّدِّ و النِّدِّ؛ إذ لا مَیزَ فی صِرفِ الشَّی‌ءِ. فَکُلَّما فَرَضتَهُ ثانیًا لَهُ فَهوَ هو لا غَیرُهُ؛1

  • «و یکی از آن احکام سلبیّۀ وجود این است که هیچ ضدّی برای وجود نیست، چون ضِدّان دو امر وجودی هستند که بر یک موضوع واحد درمی‌آیند، و بینشان هم غایتِ خلاف است، و و هر دو داخلِ در تحتِ جنسِ قریب هستند، (مانند دو فرد از کم یا کیف.)2 درحالی‌که وجود، وجودی نیست، بلکه نفسِ وجود است، نه‌اینکه وجودی باشد تا اینکه ماهیّتی بر آن بار بشود. و وجود، موضوع و جنس هم ندارد، و همین‌طور غایتِ بُعد و خلاف هم بین وجود و شیئی نیست؛ و لذا تخلیۀ ماهیّت از وجود آراستن آن به وجود است، (یعنی همین‌که شما بخواهید ماهیّت را از وجود تخلیه بکنید، چون‌که در ذهنتان به آن وجود می‌دهید، خواهی‌نخواهی یک وجود به آن ماهیّت داده‌اید، گرچه بگویید که ماهیّت را از وجود جدا کرده‌اید. ماهیّت زید با خود زید و وجودِ زید دوتا هستند، چون ممکن است که زید نباشد اما ما آن را تصوّر بکنیم، یعنی همین‌که می‌گویید که ماهیّت زید از زید جدا است، به آن ماهیّت جدا شدۀ از وجودِ زید، یک وجود داده‌ایم. این مسئله روشن است.)

    1. . شرح المنظومه، ج 2، ص 174.
    2. . تلمیذ: آیا نباید بگوییم که دو نوع داخل در تحتِ جنس قریب هستند، یعنی آیا این صحیح است که بگوییم دو فرد از کم یا کیف، داخل در تحتِ جنس قریب هستند؟
      استاد: بله، دو نوع داخل در جنس قریب هستند، بنده هم عرض کردم که مثلاً دو فرد از کیف؛ ببینید خود کیف یک جنس بعید است که انواعی دارد مانند مذوقات، مشمومات، مسموعات و امثال‌ذلک. «کم» و سطح و مقدار هم همین‌طور هستند. کمّ در یک بعد، در دو بعد و در سه بعد، که اینها نسبت به همان اصلِ کم، انواع می‌شوند.
/ 260