اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۶۶

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۶

10
  • حال و ثابت در نزد بعضی از معتزله

  • سپس بعضی از معتزله قائل به تحقّق واسطه بین موجود و معدوم هستند، و به آن «حال» گفته‌اند و اطلاق ثابت نیز به آن کرده‌اند. منتها گفته‌اند که بین ثابت و منفی دیگر واسطه نیست؛ (یعنی هر چیزی که منفی است ثابت نیست و هر چیزی که ثابت است منفی نیست.) چنانچه ما به آن اشاره کرده‌ایم:

  • در نفی و ثبوت، معتزله حدّ وسط را برمی‌دارند (یعنی واسطه بین این دو را نفی کرده‌اند.) و اینکه اینها می‌گویند ما اوصافی داریم که «حال» هستند یعنی نه موجود هستند و نه معدوم، این حرف صحیحی نیست یعنی عدول از راه مستقیم است.

  • و «حال» را اینگونه تعریف کرده‌اند:

  • «حال» صفت برای شیءِ موجود است (یعنی از اوصافِ شیء موجود است) درحالتی‌که خودش موجود و معدوم نیست، (خود آن صفت، موجود نیست ولی موصوفش موجود است، یعنی یک صفتی است که نه موجود است و نه معدوم، و درعین‌حال صفت برای موجود می‌آید.) و این «حال» محدود است به اینکه ما صفت موجودی داریم که خود این صفت نه موجود است و نه معدوم.

  • این «بِهِ» متعلّق است به قول ما که گفتیم: «بِصَفَةٍ»؛ یعنی حال نزد ایشان محدود و معرّف است به یک صفت این‌طوری، که نه موجود است و نه معدوم.

  • پس قول ایشان از اینکه در تعریف می‌گویند صفت، این است که معنای انتزاعی قائم به‌غیر را اراده کرده‌اند، مثل عالمیّت، قادریّت، ابوّت و سایر اضافات، نه صِرف معنای قائم به‌غیر را، (مثل سفیدی، سیاهی و امثال‌ذلک) چنانچه معنای متعارف صفت نزد متکلّمین همین صِرف معنای قائم به‌غیر است، (منتها اینها معنای انتزاعی را قصد کرده‌اند. معنای متعارف یعنی همین معنای قائم به غیر که هر صفتی قائم به غیر است، مثل همۀ عَرَضیّات و اعراض و امثال‌ذلک.)

  • پس ذاتی که مقابل با دو معنا است برایش دو معنا است، (یعنی بنا بر معنای اول ذات به آن معنای غیر انتزاعی می‌گویند، حالا چه قائم به غیر باشد یا قائم به غیر نباشد، اما ذات بنا بر معنای دوم معنای غیر قائم به غیر یعنی قائم به نفس می‌شود، پس اخصّ از آن معنای اول می‌شود.)

/ 260