اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۶۶

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۶

11
  • و به‌واسطۀ اضافۀ صفت به موجود یعنی از اینکه گفته‌اند این صفت موجود است یعنی موصوفش در عالَم خارج موجود است، احتراز کرده‌اند از صفات شیئی که معدوم است مانند ماهیّات معدومه. پس این صفات، صفات برای ثابت هستند نه برای موجود. (یعنی این صفات، صفات برای ماهیّاتی هستند که آن ماهیّات ثابت هستند و صفاتِ موجود نیستند، چون ما می‌گوییم که به صفتِ موجود، «حال» می‌گویند نه به صفت ثابت. ثابت فاصلۀ بین منفی و موجود است، یعنی عدم هم بر آن حمل می‌شود.)

  • و هم‌چنین به قولشان که گفتند: خود این صفت موجود نیست از صفات وجودیّه موجود احتراز کرده‌اند (مانند کم، کیف، اعراض و امثال‌ذلک که آنها را حال نمی‌گویند، بلکه به آنها صفتِ موجود می‌گویند.) و هم‌چنین به قولشان که گفتند: صفت، صفتِ معدوم نیست، از صفات سلبیّۀ برای شیء موجود احتراز کرده‌اند، (مانند لا شیئیّت و لا تحیّز. به صفات سلبیّۀ شیء موجود، «حال» نمی‌گویند، اینها صفات سلبیّه هستند یعنی وجود هم ندارند. پس خود این صفات، صفات ثبوتی هستند و سلبی نیستند.)

  • پس باقی ماند در این تعریف ما مثل انتزاعیّاتی که در مفهومشان سلب از صفات موجودات اعتبار نشده است. (یعنی در آنجا ما چیزی را سلب نمی‌کنیم یعنی صفات موجودات که انتزاعی هستند مثل قادریّت، عالمیّت، ابوّت و بنوّت، که در مفهوم آنها سلب معتبر نیست، یعنی آنها صفات سلبیّه و عدمی نیستند. به این صفات «حال» می‌گویند، که وجود یکی از این صفات است و عدم هم یکی دیگر از این صفات است، خود عدم نه معدوم.)»

  • متن مرحوم حاجی در اعتراض کاتبی

  • وَ اعتَرَضَ الکاتِبیُّ علی هذا الحَدِّ بِأنَّهُ لا یَصِحُّ علی مَذهَبِ المُعتَزِلَةِ لِأنَّهُم جَعَلوا الجَوهَریَّةِ مِن الأحوالِ مَعَ أنَّها حاصِلَةٌ لِلذّاتِ فی حالَتَیِ الوُجودِ و العَدَمِ.

  • وَ أجابَ عَنهُ شارِحُ المَواقِفِ بِأنَّ المُرادَ بِکَونِهِ صَفَةً لِلمَوجودِ أن یَکونَ صَفَةً لَهُ فی الجُملَةِ لا أنَّهُ یَکونُ صَفَةً لَهُ دائِمًا. و أیضًا هذا علی مَذهَبِ مَن قال بِأنَّ المَعدومَ ثابِتٌ و مُتَّصِفٌ بِالأحوالِ حالَ العَدَمِ. و أمّا علی مَذهَبِ مَن لَم یَقُل المَعدومُ ثابِتٌ أو قال بِهِ و لَم یَقُل بِاتّصافِهِ بِالأحوالِ فالاعتِراضُ ساقِطٌ عن أصلِهِ.

/ 260