جلسه ۶۶
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۶
4این متکلّمین هم قائل به همین مطلب هستند، میگویند که ما عالَمی بهنام عالَم ماهیّات داریم، که تمام ماهیّات قبل از اینکه بخواهند وجود پیدا بکنند در آن عالَم هستند، و بعد این ماهیّات بهواسطۀ حملِ وجود بر آنها و بهواسطۀ عنایت از جانب فاعل موجود میشوند، و آن وقت است که ما وجود را از اینها انتزاع میکنیم که آن یک امر اعتباری است.
بنابراین این ماهیّات درعینحال که معدوم هستند، منفی نیستند و ثابت هستند، پس اسم این ماهیّت را ثابت میگذاریم نه موجود؛ یعنی موجود نیست و منفی هم نیست، پس چه چیزی است؟ میگوییم که معدوم است و ثابت. بنابراین موجود، اخصّ از ثابت و معدوم، اعمّ از منفی میشود چون منفی به ماهیّاتی گفته میشود که ممتنعالوجود هستند، ولی ثابت به ماهیّاتی گفته میشود که این ماهیّات ممکنالوجود هستند و با عدم منافاتی ندارند.
دو اشکال برای ردّ قول معتزله
این قول و مسلک این افراد است، که البتّه برای ردّ این قول همین مقدار کافی است که بگوییم: آیا این عالَمی را که شما تصوّر کردهاید و میگویید که ماهیّات در آن عالَم، ثابت هستند، اختصاص به ماهیّاتی دارد که بعداً جعل به آنها تعلّق میگیرد یا اینکه چه جعل به آنها تعلّق بگیرد یا نگیرد، ماهیّات در آن عالَم، ثابت هستند؟
اگر منظور شما در اینجا فقط ماهیّاتی است که جعل به آنها تعلّق میگیرد یعنی ماهیّاتی که جعل به آنها تعلّق نگرفته است دیگر در آن عالَم ثابتات ثبوت ندارند، این حرف با آن کلام شما که میگویید: ما به ماهیّات ممکنةالوجود، ثابت میگوییم اما به ممتنعالوجود ثابت نمیگوییم منافات دارد؛ چون ماهیّاتی هم که جعل به آنها تعلّق نمیگیرد باز ممکنالوجود هستند. پس شما باید این مبحث ثبوت را اختصاص به ماهیّاتی بدهید که جعل در زمان آینده به آنها تعلّق میگیرد درحالتیکه مطلب شما اعمّ است.
و اگر منظور شما این است که ماهیّاتی که جعل به آنها تعلّق میگیرد یا نمیگیرد، هر دو در عالَم، ثابت هستند، پس از شما سؤال میکنیم که تقرّر و ثبوت آن ماهیّاتی که جعل به آنها تعلّق نمیگیرد به چه نحوهای است؟ یعنی خداوند یک ماهیّاتی را در آن عالَم درست کرده است که ولو اینکه جعل به آنها تعلّق نگیرد و تا ابدالدّهر وجود پیدا نکنند باز در آن عالَم هستند؛ آیا این عَبَث نیست که یک نحو تقرّری برای ماهیّات باشد درحالتیکه جعل اصلاً به آنها تعلّق نمیگیرد و وجود پیدا نمیکنند؟! این اشکال اول.

