جلسه ۶۷
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۷
5معدوم و موجود نبودن جنس ماهیّات حقیقیّه عَرَضیّه شبهۀ دیگر متکلّمین
یکی دیگر از شبهات متکلّمین این است که ماهیّات حقیقیّه عَرَضیّه مثل لَون و کیف، کم و امثالذلک که حمل میشوند، یعنی شما میتوانید لونیّت را بر یک عَرَضی مثل سواد، بیاض، قرمزی و سرخی، سبزی و امثالذلک حمل بکنید، نه موجود هستند و نه معدوم.
ما یک وقت میگوییم که لونیّت این جسم چیست؟ شما میگویید که لونیّت این، سواد است. میگوییم که لونیّت این قالی چیست؟ شما میگویید که لونیّت آن، قرمزی است. این لونیّت یک عَرَض است، خود این عَرَض که در اینجا سواد است یک وصفی است که قائم بالغیر است و تحقّق خارجی دارد، بهعبارتدیگر جزءِ معقولات اولیّه است، چون ظرفِ اتّصاف و عروضش هر دو در خارج هستند. پس این سواد یک وصفی است که بر همان شیء خارجی حمل میشود.
و یک لونیّتی داریم که جزء معقولات ثانی است، البتّه معقولات ثانی فلسفی نه معقولات ثانی منطقی؛ چون لونیّت وصفی است که در ذهن بر این سیاهی عارض میشود، اما خود سیاهی در خارج، متّصف به لونیّت است. میگوییم که «السّوادُ لَونٌ»، یعنی میگوییم این سیاهی را که میبینی، رنگ است، این قرمزی را که میبینی، رنگ است، پس ما این لونیّت را بر این سیاهی حمل و عارض کردهایم.
حالا صحبت در این است که اگر این لونیّت، معدوم باشد لازمهاش این است که یک امر عَرَضی قائم بشود به نقیض خودش که معدوم باشد، یعنی سیاهی متقوّم به لونیّت که جنس است باشد درحالیکه خود این جنس یک امر عدمی است. و اگر لونیّت، موجود باشد هم لازمهاش این است که یک عَرَضی، قائم به یک عَرَض دیگر بشود.
حاجی در اینجا جواب میدهند به اینکه ما میگوییم که لونیّت، عَرَض است و موجود است و چه اشکالی دارد که یک عَرَض، قائم به عَرَض دیگر بشود؟! مگر سرعت در حرکت سریعه از اعراضِ قائم به حرکت نیست درحالتیکه خود حرکت هم عَرَضی است که قائم به جسم میشود. البتّه این بر آن مبنایی است که ما حرکت را وجود نگیریم، ولی اگر حرکت را وجود گرفتیم دیگر در اینصورت حرکت، عَرَض نیست و حالا انشاءالله این مطلب در بحث خودش میآید که در آنجا عرض میکنیم که حرکت داخل در مقولۀ وضع است. اینها شبهاتی بودند که آنها را در اینجا ذکر کردهاند منتها چون خیلی پیشپا افتاده بودند ما راجع به آنها دیگر توضیح ندادیم.

