اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۶۸

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۸

11
  • مشتق یعنی مادّۀ اشتقاق و روشن کنندۀ انتساب به ذات

  • حالا آن چیزی که ما در اینجا داریم فقط مادّۀ اشتقاق است، یعنی مادّۀ اشتقاق خودش را به صُوَر مختلفی در می‌آورد؛ یک صورت ضَرب است یعنی زدن، که ما کاری نداریم که آن چیست بلکه فقط آن معنای حدثی یعنی ضَرب را در اینجا درنظر گرفته‌ایم، حالا دیگر کار نداریم که این ضَرب در زید باشد یا در عمرو، این بخورد، آن بزند، وسیلۀ ضَرب باشد دیگر به اینها کار نداریم، این می‌شود لا بشرط. پس ضَرب اقسامی دارد؛ ضَربی که انتساب به فاعل دارد، ضَربی که انتساب به مفعول دارد و امثال‌ذلک. حالا یک الف در وسط ضَربی که انتساب به فاعل دارد درمی‌آورند می‌شود ضارب، یعنی بالأخره ما باید با یک لفظی این جهت انتساب را بیان بکنیم تا بفهمیم این ضَربی که الآن متکلّم می‌گوید از چه نوع ضَرب‌هایی است، آیا ضَربی است که دارد می‌زند یا ضَربی است که دارد کتک می‌خورد؟ یا در مورد اَکلی که در اینجا مطرح شده است چه اَکلی است، آیا اَکلی است که فرد دارد می‌خورد یا اَکلی است که دارد خورده می‌شود و مأکول است؟ و همین‌طور در بقیّۀ موارد هم یا باید این جهت انتساب با یک لفظی بیان شود و یا شما قرینه بیاورید.

  • گفته‌اند که بهترین کار است که ما یک حرف، دو حرف یا سه حرف اضافه بکنیم تا با اضافه کردن حروف به آن مادّۀ اشتقاق، خصوصیّت و صِنف این مادّۀ اشتقاق روشن بشود؛ یک الف در وسط ضَرب اضافه کرده‌اند ضارب شده است که انتساب به ضارب را از آن می‌فهمیم، میم و واو اضافه کرده‌اند مضروب شده است، در بعضی موارد فقط یک میم تنها اضافه کرده‌اند و فتحه داده‌اند که مثل مُکرَم در باب افعال شده است. یا در صِیَغ دیگر به اختلاف آن صِیَغ، فتحه و ضمّه و امثال‌ذلک را اضافه کرده‌اند با مثلاً یک میم و الف اضافه کرده‌اند مِضراب شده است، یا یک میم اضافه کرده‌اند و فتحه داده‌اند مَضرَب شده است یعنی جایی که کتک می‌زنند و امثال‌ذلک. مشتق با این وصف و این لحاظ، معنای خودش را باز می‌یابد؛ معنایی که خالی از ذات است و صرفِ انتساب به ذات را روشن می‌کند.

/ 260