اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۶۸

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۸

13
  • بنابراین یا شما باید این ذات را از قائم به ذاتیّت بیندازید تا آن قائم حمل بر این بشود و یا باید آن حدث را از معنای قائم بغیر بودن به قائم به‌ذات بودن بالا ببرید و ارتقاء بدهید. پس برای حمل باید یکی از این دو کار را انجام بدهیم و چون ما نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم لذا غلط است که بگوییم: زیدٌ ضَربٌ.

  • این افراد می‌گویند کاری که ما در اینجا می‌توانیم بکنیم این است که ما در یکی از دو طرف تصرّف می‌کنیم؛ ذات را که نمی‌توانیم بر سرش بزنیم و آن را تبدیل به غیر قائم بالذّات بکنیم پس آن حدث را قائم بالذّات می‌کنیم، یعنی ضَرب را با یک الف در آوردن و ضارب کردن تبدیل به معنای قائم بالذّات می‌کنیم. پس ما در اینجا اعتباراً دو معنا برای ضَرب داریم؛ یک ضَربی داریم که قائم بغیر است، و یک ضَربی داریم که اعتباراً قائم به خودش است. بنابراین آن ضَربی که قائم بغیر است را نمی‌توانیم بر زید حمل بکنیم ولی آن ضَربی که قائم به ذاتش است را می‌توانیم بر زید حمل بکنیم. یعنی آن ضَرب دیگر خود زید می‌شود، ما این‌طور تصوّر می‌کنیم که خود آن ضَرب تبدیل به یک هیکل، مجسّمه و یک ذاتی می‌شود که تمام وجود آن ذات، ضَرب است و قائم به ذات خودش است که با این کیفیت دیگر می‌توانیم آن را بر زید حملش بکنیم.

  • تنظیر مسئلۀ حمل حدث بر ذات به باب زیدٌ عَدلٌ

  • و نظیر این مسئله که ما آن را در مجاز به‌کار می‌بریم این است که شما در باب زیدٌ عَدلٌ چه می‌گویید؟ گفتن زیدٌ عَدلٌ درست است چون در محاوره هست ولی از نظر قاعده اشتباه و غلط است چون عدل یک حدث است، حالا اگر نگوییم که حدث است بالأخره یک ملکه و صفت است و صفت و ملکه، قائم بغیر هستند درحالی‌که زید، اسم ذات است، پس قائم بغیر را نمی‌توانید بر قائم به ذات حمل بکنید. ما در اینجا که دیگر نمی‌توانیم الف در وسط آن بیاوریم و بگوییم: زیدٌ عادلٌ، اینکه هنر نیست، هر کجایی که الف نمی‌توانیم بگذاریم! پس اینکه ما در وسط عدل، الف نیاوردیم به‌خاطر این است که عنایتی داریم و به‌خاطر آن عنایت ما الف نگذاشتیم و الاّ هنر الف گذاشتن را داشتیم. پس با این الف نگذاشتن خواسته‌ایم یک معنای خیلی بالایی را برسانیم؛ یعنی در اینجا می‌خواهیم بگوییم که این عدل که الف ندارد خیال نکن که معنایش غلط است بلکه این از عادل خیلی بالاتر است، یعنی نه تنها اینکه الف ندارد نقص ندارد بلکه کمال هم دارد؛ چون ما به‌واسطۀ نگذاشتن الف و اتّصاف زید به عدل و حملِ عدل به زید گفته‌ایم که زید مجسّمۀ عدالت است، اصلاً وجودِ زید عدالت است.

/ 260