اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

جلسه ۶۸

توضیحات:

12 غرر في أن المعدوم ليس بشي‏ء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶۸

14
  • تصرّفی که ما در اینجا کرده‌ایم تصرّف موضوعی است نه تصرّف محمولی؛ یعنی گفته‌ایم عدل سر جای خودش است، عدل را نگفتیم که عادل است بلکه عدل خود عدل و مصدر است، منتها آمدیم ذاتیّت زید را از زید گرفته‌ایم و آن را عدالت تنها کرده‌ایم، کأنّه و ادّعاءً گفته‌ایم که زید، ذات نیست بلکه عدالتِ محض است، ذات زید فقط عدالت است، نه‌اینکه ذاتی است که گوشت، پوست، استخوان و رگ و پی دارد و عدالت هم دارد، نه اصلاً هیچ چیزی ندارد، یعنی زید نه گوشت دارد، نه پوست، نه گوشت، نه دماغ، نه دهان، نه بدن، هیچ چیز ندارد، بلکه موی زید عدالت است، چشمش عدالت است، دهانش عدالت است، تمام اعضاء بدن این زید عدالت است، اوصاف و ملکات باطنی او هم عدالت است. یعنی اصلاً زید از ذاتیّت درآمده است و تبدیل به وصفیّت شده است، این می‌شود مبالغه. پس باید بدانیم که در این زیدٌ عَدلٌ چه‌کاری ما داریم انجام می‌دهیم تا اینکه این زید مستحقّ حملِ عدل بر او می‌شود؟ در اینجا اعتباراً زید را از ذاتیت می‌اندازیم و وقتی آن را از ذاتیّت انداختیم می‌توان عدل را بر آن حمل کرد.

  • این افراد هم می‌گویند که قضیّه در اینجا همین‌طور است یعنی وقتی که من می‌گویم: زیدٌ عادلٌ، این‌طور نیست که ما گفته‌ایم ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ العَدل است بلکه ما در اینجا عادل را اعتباراً صفتی که قائم به ذاتش است فرض کرده‌ایم، پس صفتی که قائم به ذات است می‌شود زید، منتها صفتی است که می‌تواند روی پای خودش بایستد و خودش کار انجام بدهد و خودش راه برود، پس در این صفت دیگر ذات نخوابیده است.

  • تصرّف در محمول در باب مشتقّات و تصرّف در موضوع در باب زیدٌ عَدلٌ

  • بنابراین در مشتقّات همان معنای حدث بدون هیچ‌گونه تحمیل، تصرّف و خَلطی با ذات است، منتها لازمۀ مشتق این است که با عنایات مختلف، احوال مختلف بر آن حدث بار بشود؛ یک حدث قائم به ذات است وقتی بگوییم: زیدٌ عَدلٌ، یک حدث خودش روی پای خودش ایستاده است، آنجایی که می‌گوییم: زیدٌ عادلٌ، یک حدث خودش روی پای خودش ایستاده است آنجایی که می‌گوییم: مَعدَل یعنی آنجایی که محلّ عدل است، خودش روی پای خودش ایستاده است مانند مضروب و مِضراب و امثال‌ذلک.

/ 222