جلسه ۶۹
توضیحات:
12 غرر في أن المعدوم ليس بشيء و شروع في بعض أحكام العدم و المعدوم
جلسه ۶۹
9اشکال جواب حکماء به متکلّمین در باب مشتق
نکتهای که در اینجا بهنظر میرسد و بحثی که هست این است که یک وقتی ما برای حلّ مسئله و مشکل بهدنبال چاره میگردیم و برای رفع مشکل میخواهیم یک پاسخ و جوابی را بهدست بیاوریم، ولی یک وقتی میخواهیم ببینیم که واقعیّت امر چه چیزی است. یعنی صحیح نیست که ما برای جواب دادن به متکلّمین که سؤال بهجا و اشکال محکمی را در اینجا مطرح کردهاند، مطلب را به آنجا بکشانیم که از خود واقعیّت و نفسالأمر پا را فراتر بگذاریم. ما در مفاهیم خودمان نمیتوانیم با قواعد عقلی و مسائل فلسفی و بهعبارتدیگر با معقولات ثانیه فلسفی یا منطقی بیاییم مطالب و مفاهیم عرفی و بدیهی خودمان را حل بکنیم و پاسخ بدهیم، بلکه باید ببینیم که واقعیّت امر در اینجا چه چیزی است. در واقعیّت امر وقتی که شخصی منبابمثال ضارب یا عالِم میگوید، آیا منظورش ذاتٌ ثَبَتَ لَهُ العلم است یا اینکه فقط علم را لحاظ میکند.
بله، نکتهای که در اینجا هست این است که در بسیاری از موارد خود متکلّم، گوینده و قائل از نظر اثباتی ممکن است راهی برای ثبوت گفتۀ خودش پیدا نکند، اما یک شخص دقیق، باریکبین و محقق برای آن مسئلۀ ثبوتی راه اثباتی پیدا میکند. منبابمثال یک شخص بیسواد ممکن است همین زیدٌ عَدلٌ یعنی همین معنا و کلام را بهکار ببرد و اگر طلبهای از او سؤال بکند که حملِ یک حدث و صفت بر یک ذات غیرممکن است، نتواند جواب بدهد. اما یک محقق و ادیب برای این کلام و امر ثبوتی، اثبات درست میکند و میگوید گرچه این شخص خودش عالِم و آگاه به گفتۀ خودش نیست، اما در واقع راهی را که رفته است از این طریق است و بهاینوسیله این حرف را زده است و درست است، گرچه خودش مُشعِر به این مسئله نبوده است.
دلیل نبودن عدم توان اثبات برای عدم صحّت استعمال

