جلسه ۷۲
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۲
6مثال آتش برای تطوّر در ذات و وجود نازلۀ ذات بودن تمام مخلوقات
اگر ما بخواهیم برای این قضیّه در عالم مادّه مثالی بزنیم، میتوانیم به آن چوبی مثال بزنیم که علّت برای آتشی است که از آن چوب بهوجود میآید، آن حقیقتی که الآن در این چوب است که خود آن حقیقت، مشتعل میشود. پس آن چوب، علّت برای آن آتش میشود و آن آتش علّت برای گرمای خودش میشود. شما میببینید که این آتش چقدر لطیف و دارای خصوصیّت نورانی و امثالذلک است، ولی این آتش یک گرمایی دارد که آن گرما ضمیمۀ همین آتش است، یعنی وقتی که این آتش روشن است، آن گرما هم از این آتش ساطع میشود، منتها چون این گرما در یک موقعیّت متراکم وجود دارد بهصورت آتش است، ولی همان گرما وقتی آن موقعیّت متراکم را از دست میدهد دیگر به چشم نمیآید. بنابراین فرق بین گرما و آتش در تراکم و خصوصیّات دیگری است که به آن ضمیمه میشوند، مثلاً یک مقدارش گرما است و یک مقدارش دخان است، که مجموع اینها آن خصوصیّت نورانی را تشکیل میدهند که قابل ابصار است و ما آن را میبینیم. اما همین موقعیّت متراکم وقتی که ساطع میشود تبدیل به حرارت میشود، یعنی وقتی که تنزّل پیدا میکند و از لطافت میافتد دیگر همان گرمای خارجی است، نهاینکه آن گرما جدای از آتش است و این آتش هم برای خودش یک حقیقت جدایی دارد.
پس آن گرما حقیقتی در آتش نیست که جدا میشود، بلکه در هر آنی از آنات که این نور در آن هست، آن گرما هم با این نور ضمیمه است، نهاینکه ضمیمه است بلکه وحدت دارد. و در آنِ بعدی گرمای دیگری را دارد، نهاینکه گرما از آتش جدا میشود و آتش برای خودش حفظِ موقعیّت میکند و دوام دارد و آن حرارت و دما هم برای خودش و در وعاء خودش تحقّق دارد. اینطور نیست بلکه این آتش در این «آن»، علّت برای این گرما است و در آنِ بعدی این آتش، علّت برای آن گرما است و در آنِ بعدی همان آتش، علّت برای آن گرمای دیگر است. بنابراین معلول همیشه عبارت است از یک واحد سیّالی که بستگی به یک علّت سیّال دارد، یعنی آن علّت سیّال در هر کجا که باشد، معلولش که گرما است هم در همانجا تحقّق دارد، نهاینکه از همدیگر جدا بشوند، اینها از همدیگر جدا نمیشوند. پس همین علّت است که به صورتِ معلول در خارج میآید، منتها چون این علّت تنزّل پیدا کرده است و بهصورت گرما درآمده است دیگر قابل برگشت به آن صورت اولیّه نیست. بله، اگر شخصی بتواند همین گرما را با آن چیزهایی که در آن ضمیمه شده بود با هم جمع بکند دوباره میشود همین آتشی که قابل رویت بود، و این کار برای کسی که بتواند تصرّفی بکند قابل امکان است، نهاینکه ممکن نباشد.

